تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

قزدانى :

منسوب است به قزدان بر وزن درمان از قراى قم كه از ميان رفته و اكنون سرزمين آن به همان نام باقى است و ازآنجاست ابو الحسن علىّ ابن محمّد بن علىّ بن سعد اشعرى قمّى قزدانى معروف به ابن متويه در شمار محدّثان اماميّه و صاحب كتاب نوادر .

قزعه :

بر وزن طلبه نام پدر محمّد بن قزعهء كوفى است در شمار محدّثان اماميّه و قزعه به معنى پاره‌هاى ابر پراكنده است ، نيز چيدن قسمتى از موى سر و نهادن قسمتى ديگر .

قزغلى :

با ضمّ اوّل و فتح دوّم و سكون غين نقطه‌دار در عربى معرّب قزاوغلى لفظ تركى است به معنى دخترزاده و آن نام پدر شمس الدّين ابو المظفّر يوسف بن قزغلى بغدادى است مشهور به سبط ابن جوزى در شمار واعظان و مورّخان و اديبان و محدّثان و صاحب كتاب تذكرة خواصّ الامّة فى ذكر خصايص الأئمّة و كتاب مرآة الزمان فى تاريخ الاعيان و كتاب التفسير و متوفّى 654 . قزغلى مملوك ابو المظفّر عون الدّين يحيى بن هبيرهء شيبانى وزير مقتفى و مستنجد بود و عون الدّين دختر ابو الفرج جمال الدّين عبد الرحمن على معروف به ابن جوزى را براى او به زنى گرفت و از آن زن ، يوسف به وجود آمد و ازاين‌روى او را سبط ابن جوزى گفتند .

قزمان :

بر وزن عثمان نام قزمان بن حارث عبسى است در شمار منافقان صحابه و همان كسى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله درباره‌اش گفت : « ان اللّه ليؤيد هذا الدّين بالرجل الفاجر ؛ يعنى خدا اين دين را به مرد بدكار نيرو دهد » و ابن قزمان كنيت مشهور ابو بكر محمّد بن عبد الملك بن قزمان قرطبى است در شمار شاعران نيكوپرداز بخصوص در فنّ موشّح و بالأخص در فنّ زجل « 1 » و در سال 555 درگذشت .

قسامه :

با فتح اوّل بر وزن مقامه به معنى صلح ، نيز حسن ، نيز سوگندى كه جمعى بر چيزى خورند ، نام قسامة بن حنظلهء طائى و قسامة بن زهير است هر دو در شمار صحابه .

قسّ :

با ضمّ و تشديد سين بىنقطه نام قسّ بن ساعدهء ايادى است در شمار فصيحان و بليغان عرب چندان‌كه در فصاحت به او مثل زنند .

قسرى :

با فتح و سكون منسوب است به قسر پدر تيره‌اى در قبيلهء بجيله و از اين تيره است خالد بن عبد اللّه ابن زيد قسرى بجلى امير عراقين از طرف هشام بن عبد الملك بن مروان و هم در شمار خطيبان و بخشندگان و در سال 120 هشام او را از منصب امارت بر كنار كرد و يوسف بن عمر ثقفى پسرعمّ حجّاج بن يوسف را بر جاى او نهاد و نيز از آن تيره است حفص بن مسلم بجلى قسرى در شمار محدّثان اماميّه .

قسطا :

با ضمّ اوّل و سكون دوّم بر وزن وسطى معرّب لفظ بيگانه است و نام قسطا بن لوقاى بعلبكى شامى است در شمار فيلسوفان و حاسبان و مهندسان و هيويان و طبيبان نصرانى و معاصر يعقوب بن اسحاق كندى و يكى از مترجمان كتب يونانى به عربى .
هامش
- كه در مكّه مجاور گشت و به سال چهارصد و اندى درگذشت ( اللباب فى تهذيب الأنساب : 3 / 34 ) . ( 1 ) - زجل به فتح اوّل و دوّم آواز خواندن ، تغنّى كردن ، آواز بلند كردن ، طرب و نشاط نوعى شعر ( فرهنگ فارسى / معين : 2 / 1724 ) .