تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
گفت : منّت نهادن . پرسيد : آفت بزرگوارى چيست ؟ گفت : نشستن با ناكسان . پرسيد آفت دليرى چيست ؟ گفت : ستمگرى . پرسيد : آفت خداپرستى چيست ؟ گفت : سستى . پرسيد : آفت زبان چيست ؟ گفت : دروغگويى . پرسيد : آفت مال چيست ؟ گفت : دور را ننگريستن . پرسيد : آفت مردان كامل چيست ؟ گفت : نادارى . پرسيد : آفت حجّاج بن يوسف چيست ؟ گفت : اميرا تو را هيچ آفتى نيست چه داراى حسب و نسب كريمى و پيوند تو از بالا و زير ستوده است . گفت : دل از كينهء من پر دارى و زبان از در نفاق مرا ستايى » . و گردنش را زد و اين واقعه در سال 84 بود و قريّه نام نياى اوست .

قزّاز :

با دو زاى هوّز بر وزن شدّاد حريرباف و حريرفروش را گويند و آن لقب جمعى است ، از جمله : ابو عبد اللّه محمّد بن جعفر قزّاز قيروانى تميمى در شمار اعلام علوم ادبيّه و صاحب كتاب ادب السلطان و التأدب له و كتاب التعريض و التصريح و كتاب اعراب الدريديّة و كتاب ما اخذ على المتنبّى من اللحن و الغلط و كتاب الضاد و الظاء و از نظم اوست در تغزّل :
امّا و محل حبك من فؤادى * و قد مكانه فيه المكين لو انبسطت لى الآمال حتّى * تصير لى عنانك فى يمينى لصنتك فى مكان سواد عينى * و خطت عليك من حذر جفونى فابلغ منك غايات الامانى * و آمن فيك آفات الظنون فلى نفس تجرع كلّ حين * عليك بهن كاسات المنون
إذا أمنت قلوب الناس خافت * عليك خفى الحاظ العيون فكيف و أنت دنياى و لو لا * عقاب اللّه فيك لقلت دينى
و در سال 412 در قيروان درگذشت . « 1 »

قزدارى :

منسوب است به قزدار بر وزن گلزار و آن را قضدار با ضاد نقطه‌دار نيز آورده‌اند نام ناحيتى است در غزنه و بعضى برآنند كه نام ناحيتى است در هند و ازآنجاست رابعه قزدارى دختر كعب كه در اصل از اعراب بود و در ناحيت قزدار زيست و رابعه در فضل و كمال بارع گرديد و در شمار سخن‌پروران و شاعران افتاد و چنين نوشتند كه : « خاطرش به بكتاش غلام برادر خود حارث بن كعب ميلى داشت بنابراين عشق نيز طبع او را نازك پرورد » . و از نظم اوست :
فشاند از سوسن و گل سيم و زر باد * زهى بادى كه رحمت باد بر باد بداد از نقش آذر صد نشان باد * نمود از سحر مانى صد اثر باد
* * *
دعوت من بر تو آن شد كه ايزدت عاشق كناد * بر يكى سنگين دل نامهربان چون خويشتن تا بدانى درد عشق و داغ هجر و غم‌كشى * چون به هجر اندر بپيچى پس بدانى قدر من
رابعه معاصر با رودكى شاعر است . « 2 »
هامش
( 1 ) - و نيز عبد الرحمن بن ابى غالب محمّد ابن عبد الواحد بن حسن بن منازل قزّاز شيبانى بغدادى در شمار محدّثان متوفّى 535 ( اللباب فى تهذيب الأنساب 3 / 33 ) . ( 2 ) - و نيز سيهوية بن اسماعيل بن داود قزدارى واحدى مكنّى به ابو داود در شمار محدّثانى است -
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 130 | سيد على اكبر برقعى قمى