آهنگ سركوفتنش كرد و لشكرى به سركردگى عبّاس بن عمرو غنوى براى سركوبىاش فرستاد و ميان لشكر معتضد و لشكر ابو سعيد قرمطى به شدّت جنگ درگرفت و در پايان ، لشكر معتضد شكست خورد و ابو سعيد فيروز گرديد و عبّاس و بقيّت لشكر او را به اسيرى گرفت و چنين نوشتند كه :
« ابو سعيد اسيران را بسوزانيد و عبّاس را آزاد كرد تا خبر واقعه را به معتضد رساند و اين قضيّه در سال 287 رخ داد » . و در سال 289 ابو سعيد به شام تاختن برد و در سال 301 بر دست خادمش در گرمابه كشته گرديد و فرزندش ابو طاهر سليمان بن ابى سعيد بر جاى پدر نشست و داستان تاختن قرامطه به مكّه و بردن حجر الأسود در زمان همين ابو طاهر قرمطى است و در ضبط قرامطه كوتاه داستانش گذشت و ابو طاهر در سال 332 درگذشت .
و قرمط نزديك بودن دو كام و دو سطر است باهم و گويا ابو سعيد را ازاينروى كه كوتاه اندام و گرد تركيب بود قرمطى گفتند همچون دو قدم نزديك هم و يا دو سطر نزديك هم .
قرمونى :
با فتح اوّل و سكون دوّم و ضمّ ميم منسوب است به قرمونيّه نام قصبهاى در غربى قرطبه در كشور اندلس و ازآنجاست ابو مغيره خطّاب بن مسلمة ابن محمّد بن سعيد ايادى قرمونى در شمار اديبان و نحويان و متوفّى 372 و ابو جعفر عبد اللّه بن احمد انصارى قرمونى در شمار افاضل اديبان و متوفّى پس از 670 و از نظم اوست در شكايت از قضات كنيززادگان :
امير المؤمنين الاغياث * فقد ضجت ملائكة السماء
قضاة المسلمين بنو اماء * لقد نزل القضاء على القضاء
قرميسينى :
با فتح اوّل و سكون دوّم و كسر ميم منسوب است به قرميسين معرّب كرمانشاهان از شهرهاى مشهور ايران و از اين شهر است ابو احمد عبد السلام بن حسن محمّد قرميسينى بصرى در شمار اديبان و لغويان و از شاگردان فارسى و سيرافى و متوفّى 329 و محمّد زكىّ بن ابراهيم قرميسينى در شمار فقيهان و متكلّمان و واعظان و اديبان و در سال 1159 نادر شاه او را بكشت و ابو الحسن علىّ بن هارون ابن نصر قرميسينى در شمار اديبان و نحويان و از شاگردان علىّ بن سليمان اخفش و متوفّى 371 . « 1 »
قرنى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به قرن ابن رومان بن ناجية بن مراد پدر تيرهاى در قبيلهء مراد و از اين تيره است اويس قرنى در شمار زاهدان و صالحان مشهور و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله حديث كردند كه در حقّش گفت : « من بوى خدا را از جانب يمن مىشنوم » .
و فريقين شيعه و سنّى بر منزلت بلندش در اسلام گواهى دادند و در جنگ صفّين در سپاه امام علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام بود و به شهادت رسيد و جوهرى در صحاح اللغة اويس قرنى را به قرن كه ميقات مردم نجد است نسبت داده است و فيروزآبادى آن را نادرست شمرده است و قرنى با فتح و سكون منسوب است به قرن از قراى بغداد ميان قطربّل و مزرفه و از اين قريه است خالد بن يزيد قرنى در شمار محدّثان .
قروى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به قريه و قريه هم در معنى ده و هم در معنى شهر به كار رفته است و قريتان مكّه و طائف است و امّالقرى مكّه امّا بيشتر در ده به كار برند و ندانستم علىّ
هامش
( 1 ) - و نيز عمر بن سهل بن اسماعيل بن جعد قرميسينى مكنّى به ابو بكر در شمار حافظان حديث بود متوفّى 330 ( معجم البلدان : 4 / 331 ) .