تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

قراقوش :

بر وزن بناگوش لفظ تركى است به معنى عقاب ( باز ) و آن نام ابو سعيد بهاء الدّين قراقوش بن عبد اللّه اسدى است كه در مصر به نيابت سلطان صلاح الدّين ايّوبى به كار پرداخت و با روى شهر قاهره را بساخت و بناها و آثار خيريّهء ديگرى بر جاى گذاشت و املاك بسيارى وقف كرد و سلطان صلاح الدّين شهر عكّا را به او واگذار كرد و در يكى از حمله‌هاى اروپائيان در جنگهاى صليبى ، عكّا از تصرّف او بيرون رفت و قراقوش نيز اسير گرديد و با دادن ده هزار دينار ، خود را از بند رهانيد و در سال 597 در قاهره از جهان رفت .

قرامطه :

بر وزن فراعنه نام گروهى است كه در قرن سوّم خروج كردند و در قرن چهارم سال 317 به حجاز تاختن بردند و به مكّه سرازير شدند و اموال خانه را به غارت بردند و حاجيان را كشتند و حجر الاسود را از جايش بيرون آوردند و با خود به بحرين بردند و همچنان نزد قرامطه بود تا ابو على عمر بن يحيى علوى از طرف المطيع باللّه عبّاسى سال 339 مأموريّت يافت كه قرامطه را به دادن حجر الأسود راضى كند و كرد و حجر را به كوفه بردند و به استوانهء هفتم بستند و ازآنجا به مكّه بردند و بر جايش نصب كردند و مدّت 22 سال سنگ از جايش جدا بود و قرمطى واحد قرامطه است و در ضبط قرمطى نيز بيش از آنچه در اينجا آمد آيد .

قرباقى :

با فتح اوّل و دوّم منسوب است به قورباغه نام حصارى در شمال مرسيه در كشور اندلس و ازآنجاست ابو الحسن عبّاس قرباقى مرسى در شمار شاعران اندلس .

قرّتائى :

با فتح اوّل و تشديد دوّم منسوب است به قرّتا از قراى بصره و ازآنجاست ابو عبد اللّه محمّد بن خلف بن محمّد قرّتائى در شمار محدّثان .

قرحتاوى :

منسوب است به قرحتا بر وزن پهن پا از قراى دمشق و از آن قريه است عبد اللّه بن هارون قرحتاوى در شمار صالحان و محدّثان .

قرشى :

با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است به قريش لقب نضر بن كنانه پدر قبيلهء معروف عرب و بعضى برآنند قريش لقب فهر بن مالك بن نضر ابن كنانه است و قريش مصغّر قرش بر وزن پلك نام نوعى از ماهيان درياست معروف به سگ دريا و با دندان تيز خود كه همچون شمشير برنده است جانداران دريا را بكشد و در اينكه چرا پدر قبيله را قريش نام دادند سخن به اختلاف كردند و تا بيست قول در آن ديده شده است مانند اينكه قريش از مادّهء گرد كردن و فراهم آوردن است و نضر بن كنانه خاندان و بستگان خود را ازآن‌روى كه در حرم فراهم كرد و گرد آورد او را قريش گفتند و چون آن سخنان پايهء درستى ندارد از آوردن آنها چشم پوشيديم و قريش در نسبت قرشى و قريشى هر دو آيد و از آن قبيله است دو تيرهء معروف بنى هاشم و بنى اميّه و غير اين دو تيره و هم از آن
هامش
- 1008 و از اوست : القول المأنوس بتحرير ما فى القاموس ، توشيح الديباج لابن فرعون ، شرح الموطأ فى الحديث ، مجموع رسائل فى الفقه ، رسالة فى بعض احكام الوقف ( الأعلام / زركلى : 7 / 141 ) . و نيز ابو الحسن علىّ بن صالح وزير قرافى و نيز ابو دجانه احمد بن ابراهيم بن حكم بن صالح قرافى و نيز ابو الفضل جوهرى قرافى در شمار محدّثان‌اند ( معجم البلدان : 4 / 317 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 125 | سيد على اكبر برقعى قمى