قتّال :
بر وزن عطّار به معنى بسيار كشنده نام قتّال كلابى است از تيرهء بنى ابى بكر بن كلاب بن ربيعة ابن عامر بن صعصعه در شمار شاعران و از نظم اوست :
يا ليتنى و المنى ليست بنافعة * لمالك او لنصر او لسيار
طوال انضية الاعناق لم يجدوا * ريح النساء إذا راحت بازفار
لم يرضعوا الدهر الا ثدى واحدة * لواضع الوجه يحمى باحة الدار
قتّال داراى چهرهء سرخگون بود و در اينباره گفت :
ورثنا ابانا حمرة اللون عامدا * و لا شىء ادنى للهجان من الحمر
قتّالى : با ضبط پيش به اضافت ياى نسبت تخلّص شاعرانهء پهلوان محمود خوارزمى است در شمار عارفان و شاعران و صاحب مثنوى كنز الحقائق در عرفان و اين مثنوى را در 703 به پايان رسانيد و در سال 722 درگذشت و در خيوق خوارزم به خاك رفت و از نظم كنز الحقائق اوست :
بهشت و دوزخت با توست در پوست * چرا بيرون ز خود مىجويى اى دوست
اگر تو خوى خوش دارى به هر كار * از آن خويت بهشت آيد پديدار
و گر خوى بدت اندر ربايد * از آن جز دوزخت چيزى نيايد
دهان تو كليدانى است هموار * زبان تو كليد آن نگهدار
بهشت و دوزخت را يك كليد است * كليدى آن چنين هرگز كه ديده است
كز او گه گل دهد در باغ گه خار * گهى جنّت گشايد زو گهى نار
زبانت را كليدى همچنان دان * بدان كت آرزو باشد بگردان
به خيرى گر بگردانى نعيم است * به شرّى گر بجنبانى جحيم است
در اين عالم مزن از نيك و بد دم * كه هم ابليس مىآيد هم آدم
و اين رباعى لطيف از اوست :
گر مرد رهى نظر بره بايد داشت * خود را نگه از هزار چه بايد داشت
در خانهء دوستان چو محرم گشتى * دست و دل ديده را نگه بايد داشت
قتبانى : منسوب است به قتبان بر وزن دهقان نام قتبان بن مصبح بن وائل بن رعين پدر تيرهاى در قبيلهء رعين و از اين تيره است جابر بن ياسر رعينى قتبانى صحابى و نيز قتبان نام موضعى است در يمن . « 1 »
هامش
- در گرو عشق زنان است و مىترسم بگويند لوچ است و ديگر به سراغم نيايند . هم چشم را به من برگردان و هم بهشت را برايم از خدا بخواه . پيامبر هم چشم را به جاى خود گذاشت و هم از خدا برايش درخواست بهشت كرد » .
( لغتنامه / دهخدا : 36 / 159 ) .
( 1 ) - و نيز قتبانى جابر بن عبّاس بن جابر و قتبانى شرحبيل بن جميل و قتبانى شيم بن قتان و قتبانى صباح ابن حسن بن عبد الاحد بن ليث بن عاصم مكنّى به ابو محمّد و قتبانى عبد الاحد بن ليث بن عاصم بن كليب مكنّى به ابو زرعه و قتبانى عيّاش بن عابس مكنّى به ابو عبد الرحمن يا ابو عبد الرحيم و قتبانى فضالة بن عبيد و قتبانى مفضل بن فضالة بن عبيد مكنّى به ابو معاويه قاضى مصر هر هشت تن فوق الذكر در شمار محدّثانند ( لغتنامه / دهخدا : 36 / 160 ) .