سفرنامه انباشت و در مصر ديرى بزيست و با خلفاى فاطمى پيوست و عقايد آنان را گردن گرفت و هم به عزم ترويج مذهب ايشان رهسپار ايران گرديد و لقب حجّت به خود داد و در اين راه سختيها ديد و فشارها و زجرها كشيد و در پايان به يمكان از حوالى بدخشان بار افكند و بقيّت عمر را به عزلت گذرانيد و در سال 481 در همانجا از جهان رفت . ناصر خسرو نظمش بسيار پخته و حكيمانه است و در نظم ، اسلوبى بسيار نغز و دلپسند دارد و در نكوهش مردم سفله گويد :
مردم سفله بسان گرسنه گربه * گاه بنالد به زار و گاه بخرد
تاش همى خوار دارى و ندهى خير * از تو چو فرزند مهربانت نبرد
راست كه چيزى به دست كرد و قوى گشت * گر تو به وى بنگرى چو شير بغرد
و در ظاهر كه نمودار باطن است گويد :
نشنيدهاى كه ديد يكى زيرك * زردآلويى فكنده به كوى اندر
چون يافتش مزه ترش و ناخوش * زان مغز تلخ باز بدوى اندر
گفتا كه هرچه بود به دلت اندر * رنگت همىنمود به روى اندر
و دربارهء دشمن نادان گويد :
ننديشم از كسى كه به نادانى * با من رسن ز كينه كشان دارد
ابر سياه را به هوا اندر * از غلغل سگان چه زيان دارد
قباقبى : منسوب است به قباقب بر وزن شعائر و آن نام موضعى است در دمشق و يوسف بن محمّد بن تاج الدّين بن محمّد بن احمد قباقبى دمشقى خزرجى در شمار اديبان و شاعران و متوفّى 1117 بدان منسوب است . « 1 »
قبرى :
منسوب است به قبره بر وزن سبزه نام قصبهاى در اندلس متّصل به قرطبه و ازآنجاست محمّد بن يوسف بن سليمان جهنى قبرى در شمار مقرئان و خطيبان و متوفّى 373 .
قبشى :
با ضمّ اوّل منسوب است به قبش بر وزن فحش نام موضعى نزديك قرطبه و ابو بكر حسن بن محمّد بن مفرح بن حماد بن حسين معافرى قبشى در شمار اعلام دانشمندان اندلس و صاحب كتاب الاحتفال فى تاريخ اعلام الرجال و متوفّى 430 بدان منسوب است .
قبطى :
با كسر اوّل منسوب است به قبط بر وزن سبط پدر نژاد خالص مصر و از اينان است ابو رافع قبطى زرخريد عبّاس بن عبد المطّلب كه او را به پيغمبر بخشيد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را آزاد كرد و در زمان خلافت امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام خازن بيت المال بود و عبيد اللّه و على دو فرزندش در شمار كاتبان ديوان خلافت امام على عليه السّلام بودند و ابو رافع قبطى كتابى در سنن و احكام و قضايا پرداخت و چنين نوشتند كه : « او نخستين كسى است كه در حديث ، كتاب نوشت و آن را مبوّب كرد » .
نيز منسوب به ايشان است ماريهء قبطيه مادر ابراهيم
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن خليل بن ابى بكر قباقبى در شمار دانشمندان و فضلاست از مردم حلب و در قدس سكونت گزيد . او راست : ايضاح الرموز ، مجمع السرور در مذاهب قرّاء چهاردهگانه ( الأعلام / زركلى : 6 / 117 ) .