تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و در جنگى كه با برادر خود اورنگ زيب كرد كشته گرديد . « 1 »

قادسى :

با كسر دال بىنقطه منسوب است به قادس و آن نام جزيره‌اى است در غربى اندلس و از اين جزيره است كامل بن احمد بن يوسف غفّارى قادسى از اعلام محدّثان كه در طلب حديث رحلت‌ها كرد و در شهر اشبيليّه زيست و در سال 430 درگذشت و نيز منسوب است به قادسيّه از قراى دجيل و شيخ احمد ضرير قادسى در شمار مقرئان بدان منسوب است . « 2 »

قادم :

بر وزن كامل كسى كه از سفر آيد و ابن قادم كنيت ابو جعفر محمّد بن عبد اللّه بن قادم نحوى است از شاگردان فرّاء و استاد ثعلب و صاحب كتاب كافى در نحو و كتاب غرائب الحديث . ابن قادم آموزگار معتزّ بود و چنين يافت كه اگر معتزّ به خلافت رسد او را گزندى رساند چه در طريق آموزشگرى كينه از او در سينه جا داد و چنان شد كه پنداشته بود و معتزّ ازآن‌پس كه به خلافت رسيد او را طلبيد ابن قادم با خاندانش وداع آخرين كرد و رفت و ديگر بازنگشت و اين واقعه در سال 251 اتّفاق افتاد .

قارب :

بر وزن صاحب به معنى كشتى خردى كه پهلوى كشتى بزرگ بندند نام چند تن از صحابه و محدّثان است .

قارح :

بر وزن كامل در چند معنى به كار رفته است از جمله شير و ابن قارح كنيت علىّ بن منصور است و در دوخله گذشت .

قارى :

منسوب است به قار معرّب غار نام بلوكى در ناحيت رى و از اينجاست ابو بكر صالح ابن شعيب قارى در شمار اعلام ادب و معاصر با تغلب و چنين نوشتند كه تغلب در نحو بر او چيره بود و او در لغت بر تغلب غالب . و بايد دانست كه قارى در جايى كه مشتقّ از قرائت باشد و وصف قرآن‌خوان با ياى مهموز نويسند به اين شكل قارئ تا به قارى كه به مكان منسوب است مشتبه نگردد و هم قياس آن چنين است . نيز بايد دانست كه در نسبت قاره كه نام چندين موضع است قاروى آيد نه قارى و امّا عبد الرحمن بن عبد اللّه قارى مدنى حليف بنى زهره و عامل عمر بن خطّاب بر بيت المال ندانستم منسوب است به قارة بن مليح ابن خزيمة بن الياس ابن مضر پدر تيره‌اى در قبيلهء مضر و يا منسوب است به قار از قراى مدينه و نيز ندانستم قارى در نسبت ابو محمّد جعفر بن احمد بغدادى در شمار اعلام ادب و صاحب تصانيف از جمله : كتاب مصارع العشاق منسوب به مكان است و يا مشتقّ از قرائت و از نظم اوست :
بان الخليط فادمعى * و جدا عليهم تستهل وحدى بهم حادى الفراق * عن المنازل فاستقلوا قل للذين ترحلوا عن * ناظرى و القلب حلوا و دمى بلا جرم اتيت * غداة بينهم استحلوا
هامش
( 1 ) - و نيز عبد السلام طيّب بن محمّد قادرى مكنّى به ابو محمّد در شمار بزرگان نسب‌شناس بود . در فاس متولّد شد ، در كسب علوم كوشيد و مردى زاهد و باتقوا بود . بيش از سى كتاب تأليف دارد . از اوست : الاشراف على نسب الاقطاب الاربعة الاشراف ، الجواهر المنطقيّه ، منظومه‌اى در منطق ، الدر السنى فى بعض من بفاس من النسب الحسينى ( لغتنامه / دهخدا : 36 / 21 ) . ( 2 ) - و نيز حسين بن احمد بن محمّد بن حبيب قادسى مكنّى به ابو عبد اللّه در شمار محدّثان اماميّه بود متوفّى 446 ( الأنساب / سمعانى : 4 / 422 ) .