ق
قاآنى :
منسوب است به قاآن بر وزن شاهان و قاآن لغت تركى مغولى است به معنى دادگر و سخى و قاآنى تخلّص شاعرانهء ميرزا حبيب اللّه فرزند ميرزا محمّد على گلشن شيرازى است در شمار اساتيد قصيدهسرايان قرن اخير و ستايشگر شاهان و امراى قاجار و در آغاز جوانى به خراسان رفت و علوم ادبيّه را از اساتيد آنجا فراگرفت و هم به نظم شعر پرداخت و حبيب تخلّص كرد و شعرش بر سر زبانها افتاد و حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه كه والى آن سامان بود او را نزديك گرفت و در ستايش او قصايد بلندى نظم كرد و به فرمان او تخلّص خود را « قاآنى » برگزيد ، منسوب به قاآن فرزند او و هم او وى را به فتحعلى شاه شناسانيد و ازآنپس سفرى چند به شيراز و كرمان كرد و در تهران بار اقامت افكند و از اين تاريخ شهرتى بسزا يافت و شعرش بر سر زبانها افتاد و در سال 1270 در تهران از دنيا رفت و از او ديوانى بزرگ بر جاى ماند و كتابى به نام پريشان به سبك و اسلوب گلستان تأليف كرد و در فنّ قصيدهسرايى و مسمّط بدان پايه بود كه با قدما همعنان رفت و در جد و هزل نيكو نظم كرد و قصيدت هزليّهء او بدين مطلع :
كوهى به قفا بسته اى شوخ دلآزار * با خويش كشانيش به هر كوچه و بازار
بسيار استادانه است و در قصيدتى كه در ستايش محمّد شاه گفت به اين مطلع :
دوش كه اين گرد گرد گنبد مينا * آبلهگون شد چو چهر من به ثريا
بهترين تغزّلها را گنجانيد تا به وصف ممدوح رسيد .
قابسى :
منسوب است به قابس بر وزن كامل از شهرهاى طرابلس غرب ميان سفاقس و مهديّه و از آن شهر است ابو موسى عيسى بن ابى عيسى بن نزار ابن بحير قابسى در شمار فقيهان مالكى و متوفّى 447 .
نيز ابو الحسن علىّ بن محمّد بن خلف معافرى معروف به ابن قابسى در شمار پيشوايان علم حديث و صاحب كتاب الملخص و متوفّى 403 در قيروان . « 1 »
قابوس :
بر وزن فانوس معرّب كاووس نام شمس المعالى قابوس بن وشمگير است حكمران جرجان و طبرستان و در شمار فاضلان و اديبان و كاتبان و شاعران و در دو زبان عربى و فارسى شعر گفت و با مشاهير ادباى عصر خود مكاتبه كرد و
هامش
( 1 ) - علىّ بن محمّد بن خلف معافرى قابسى ، عالمى نابينا و مالكى مذهب و فقيهى اصولى بود . حافظهاى قوى داشت و در آفريقا مىزيست و حديثها و رجال و اسناد حديثها را حفظ داشت . از آثار ديگر اوست :
الممهّد در فقه ، المنقذ من شبه التأويل ، الرسالة المفصّلة لاحوال المعلّمين و المتعلّمين ( الأعلام / زركلى : 4 / 326 ) .