داشت و ازآنپس كه شنيد به پيغمبرى برانگيخته شده به دينش گرويد و اسلام را گردن گرفت و هم دانش را دوست داشت و به كسب آن پرداخت و ضمار در چند معنى به كار رفته است : پنهان و پوشيده ، نيز وعدهاى كه وفاى آن را به امروز و فردا اندازند ، نيز مالى كه از دست برود و به بازگشتنش اميد نباشد ، نيز هر چيز كه بر آن اطمينان نشايد .
ضمره :
بر وزن قهوه به معنى لاغر ، نيز ضمير ، نيز تنگ از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان و نام ضمرة بن ضمرهء نهشلى در شمار شاعران و از اوست :
بكرت تلومك بعدوهن فى الندى * بسل عليك ملامتى و عتابى
و بعضى آن را با ضمّ و سكون ضبط كردهاند و درست همان ضبط اوّل است . « 1 »
ضمرى :
با ضبط پيش منسوب است به ضمرة ابن بكر بن عبد مناف پدر تيرهاى در قبيلهء كنانه و بكر بن اميّه ضمرى صحابى به دو منسوب است .
ضمضم :
بر وزن جعفر به معنى شير ، نيز خشمناك ، نيز تنومند ، نيز گستاخ از اعلام است و ابو ضمضم كنيت سعيد بن ضمضم است در شمار اديبان و شاعران و در ستايش حسن بن سهل قصايد بلندى نظم كرد . « 2 »
ضميره :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم مصغّر ضمره نام سه تن از صحابه است .
ضيقى :
منسوب است به ضيقه بر وزن صيحه و آن نام منزلى است در ده فرسنگى عيذاب بر كنار قلزم و ابو الحسن طاهر بن عتيق سكّاك ضيقى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
هامش
( 1 ) - و نيز ضمرة بن حليمه بنت ابى ذويب السعديّة مرضعهء رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ( لغتنامه / دهخدا : 31 / 65 ) .
( 2 ) - و نيز ضمضم بن حارث و نيز ضمضم بن قتاده هر دو از صحابهاند ( لغتنامه / دهخدا : 31 / 66 ) .