تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤

ط

طائى :

بر وزن كافى منسوب است به طىّ ( بر خلاف قياس ) و طىّ با فتح اوّل و تشديد دوّم به معنى پيچيدن و نورديدن است و لقب جلهم « 1 » پدر قبيله‌اى است مشهور در عرب و از آن قبيله است حاتم بن عبد اللّه بن سعد بن حشرج طائى از بخشندگان شهير عرب چندان‌كه در دهش به او مثل زنند و داستان كرمهايش زبانزد است و هم در شمار شاعران و از نظم مبتكرانهء اوست :
إذا كان بعض المال ربا لاهله * فمالى به حمد اللّه رب معبد
و در نكوهش فرج و شكم‌پرورى گفته است :
فانك ان اعطيت بطيك سؤله * و فرجك نالا منتهى الذم اجمعا
و فرزندش عدىّ بن حاتم كه در سال نهم و يا دهم هجرى دين اسلام را گردن نهاد و در زمان خلافت امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام در كوفه زيستن گرفت و هم به او پيوست و در جنگ جمل يك چشمش نابينا گرديد و در جنگ صفّين رايت قضاعه و طىّ با او بود و در سال 67 و يا 68 و يا 69 بنا بر اختلاف نقل درگذشت . و نيز ابو زبيد حرملة بن منذر بن معدىكرب طائى در شمار شاعران مخضرمين كه دو دورهء جاهليّت و اسلام را ديد و يك‌صد و پنجاه سال عمر كرد و با دين مسيح از دنيا رفت و از نظم اوست :
ان نيل الحياة غير سعود * و ضلال تأميل نيل الخلود علل المرء بالامانى و يضحى * غرضا للمنون نصبا لعود كلّ يوم ترميه منها برشق * فمصيب اوصال غير بعيد كلّ ميت قد اغتفرت فلا * واجع من والد و من مولود
و او را با وليد بن عقبه والى كوفه از جانب عثمان پيوند دوستى بود و در ستايش او شعر بسيار گفت و هم در روزهاى يك‌شنبه به كليسا رفت و با مسيحيان باده نوشيد و در يكى از روزها كه در كليسا بود و جام باده به دستش ، نگاهى فراسوى آسمان كرد و آنگاه جام را از دست بيفكند و گفت :
اتانى رسول الموت يا مرحبا به * و انّى لآتيه أما سوف افعل
و جان داد . و نيز شمس الدّين ابو عبد اللّه محمّد ابن احمد بن عثمان طائى در شمار فقيهان مالكى و هم در طبقهء متكلّمان و اديبان و نحويان و صاحب كتاب المغنى در فقه و شرح ابن حاجب و حاشيه بر مطوّل و حاشيه بر شرح مطالع و حاشيه بر مواقف قاضى عضد ايجى و غير اين‌ها و متوفّى
هامش
( 1 ) - جلهم : بر وزن قنفذ به معنى موش درشت است ( مؤلّف ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 504 | سيد على اكبر برقعى قمى