ضبّى معروف به الكافى الاوحد وزير فخر الدولهء ديلمى و از پرورشيافتگان صاحب بن عبّاد وزير و در شمار كاتبان و اديبان و شاعران و از نظم اوست :
لا تركنن إلى الفراق * فانه مر المذاق
و الشمس عند غروبها * تصفر من الم الفراق
و در سال 399 در بروجرد از جهان رفت و مهيار ديلمى در مرثيتش قصيدتى گفت و از آن قصيدت است :
ابكيك لى و لمن بلين بفرقة الا * يتام بعدك و النساء ارامل
و لمعشر طرق العلوم ذنوبهم * فى الناس و هى لهم إليك و سائل
و نيز ابو عبد اللّه محمّد بن حسّان ضبّى در شمار فاضلان و اديبان و شاعران و هم مؤدّب فرزندان مأمون بود و هم مأمون ديوان مظالم جزيره و قنسرين و ثغور را به او سپرد و سپس مظالم موصل و ارمنيّه را و از نظم اوست :
كتمت الهوى حتّى بدا السقم ظاهرا * و حتّى جرى دمعى يسيل بدارا
و اخفيت من اهوى و القيت دونه * من الحب استارا فعدن جهارا
و نيز ابو عبد الرحمن مفضّل بن محمّد بن يعلى ضبّى در شمار اديبان و نحويان و راويان اخبار و شعر و استاد ابو زيد انصارى و خلف احمر و ابن اعرابى و صاحب كتاب الاختيارات و كتاب معانى الشعر و كتاب الامثال و كتاب الالفاظ و كتاب العروض و كتاب المفضّليّات و اين كتاب اشعارى است كه براى مهدى خليفهء عبّاسى از ميان اشعار عرب برگزيده است . و نيز ابو عبد الرحمن يونس بن حبيب ضبّى بصرى در شمار ائمّهء نحويان و استاد سيبويه و كسائى و ابو عبيده معمّر بن مثنّى و ابو زيد انصارى و خلف احمر و از صرّافان شعر و نقّادان سخن و هم شناسندگان طبقات شعرا و در اينباره سخنان از او حكايت كردهاند و صاحب كتاب معانى القرآن الكبير و كتاب معانى القرآن الصغير و كتاب اللغات و كتاب النوادر و كتاب الامثال و متوفّى 182 . « 1 »
ضبعى :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است به ضبيعه بر وزن جهينه پدر چندين تيره در عرب و در نسبت ضبعى و به ندرت ضبيعى نيز آمده است .
و از آن تيره است ابو سليمان جعفر بن سليمان ضبعى در شمار محدّثان خاصّه و با آنكه امامى بود سنّيان نيز او را به وثاقت ستودند و در سال 178 درگذشت . و نيز عمرو بن ضبيعة بن قيس بن ثعلبه ضبعى تميمى كه مردى دلير بود و با عمر بن سعد به كربلا كوچيد و با او بود تا آنگاه كه دلش به امام حسين عليه السّلام گراييد و فراسوى او رفت و او را يارى كرد تا شهيد گرديد . و نيز ضبعى با همان ضبط منسوب است به ضبيعه كه نام محلّتى است در بصره كه تيرهء بنو ضبيعه در آن زيستند و به نام ايشان ماند و ضبيعه مصغّر ضبعه است به معنى تككفتار و كفتار حيوانى است معروف .
هامش
( 1 ) - و نيز ابو جعفر احمد بن يحيى بن احمد بن عميرة الضبّى الاندلسى در شمار علماى اندلس است ، مولدش بلش در باختر شهر لورقه . وى مبادى علوم را پيش از آنكه به دهسالگى برسد فراگرفت آنگاه سفرهايى به شمال آفريقا و مراكش و سبته كرد و از آنجا به اسكندريّه رفت و بيشتر عمر خود را در مرسيّهء اندلس گذراند و متوفّى 599 ( لغتنامه / دهخدا : 31 / 12 ) .