ض
ضائع :
با كسر همزه به معنى ازدسترفته و نابودشده و ابن ضائع ( بنا بر ضبط سيوطى در بغية الوعاة ) كنيت ابو الحسن علىّ بن محمّد بن علىّ ابن يوسف اشبيلى است در شمار اديبان و صاحب شرح جمل و شرح كتاب سيبويه و در اين كتاب دو شرح سيرافى و ابن خروف را به طور اختصار جمع كرد و در سال 680 درگذشت .
ضابئ :
در آخر همزه بر وزن خاطر كسى را گويند كه به درخت و يا ديوار بچسبد ، نيز شكارگر كه براى شكار كردن خود را پنهان كند و آن نام چند تن از صحابه و محدّثان است و نام ضابئ بن حارث بن ارطاة برجمى در شمار شاعران و از داستانهايش اين است كه سگى از بنى جرول ابن نهشل به عاريت ستد و از پس فرستادن آن سرباززد تا جايى كه ناچار رفتند و سگ را با زور از او بازگرفتند ، ضابئ در نكوهش ايشان اشعارى گفت و مادرشان را سگ گفت و از جملهء آن اشعار اين است :
فيا راكبا امّا عرضت فبلغن * امامة عنى و الامور تدور
فأمكم لا تتركوها و كلبكم * فان عقوق الوالدين كبير
فانك كلب قد ضربت بما ترى * سميع بما فوق الفراش بصير
و عثمان بن عفّان او را گرفت و به زندان افكند و گفت : « اگر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله زنده بود قرآن دربارهء عمل تو نازل گرديد » . و در زندان بود تا از جهان رفت و از اشعار حكيمانهء اوست :
و ربّ امور لا تضرك ضيره * و للقلب من مخشاتهن و جيب
و لا خير فيمن لا يوطن نفسه * على نائبات الدهر حين تنوب
و فى الشرّ تفريط و فى الحزم قوّة * و يخطى الفتى فى حدسه و يصيب
ضبابى : با كسر اوّل منسوب است به ضباب بر وزن حساب پدر تيرهاى در عرب و از اين تيره است ضرار بن ضمره ضبابى از دوستان امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و همان كسى است كه به اصرار معاويه وصف على عليهما السّلام را برشمرد و نيز با همان ضبط منسوب است به ضباب و آن نام قلعهاى است در كوفه و شريف ابو البركات عمر بن ابراهيم بن محمّد بن محمّد بن حمزه حسينى علوى ضبابى كوفى در شمار اديبان و نحويان زيدى مذهب و شارح كتاب اللمع و متوفّى 539 بدان منسوب است .
ضبّى :
با فتح اوّل و تشديد باى ابجد منسوب است به ضبّ بن ادّ بن طابخه پدر قبيلهاى مشهور در عرب و از آن قبيله است ابو العبّاس احمد بن ابراهيم