تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
3 - فرزندش شاه اسماعيل ثانى تا 985 و دورهء سلطنتش بسيار كوتاه بود . 4 - فرزند ديگر شاه‌طهماسب به نام محمّد خدابنده تا سال 995 . 5 - شاه‌عبّاس اوّل فرزند محمّد خدابنده بزرگترين شاهان آن خاندان تا سال 1038 . 6 - فرزندش شاه صفى اوّل تا سال 1052 . 7 - فرزندش شاه‌عبّاس ثانى تا سال 1078 . 8 - فرزندش شاه صفى دوّم معروف به شاه سليمان تا سال 1105 . 9 - فرزندش شاه سلطان حسين تا سال 1137 . 10 - فرزندش شاه‌طهماسب دوّم تا سال 1144 . 11 - فرزندش عبّاس ميرزا تا سال 1148 و در حقيقت سلسلهء سلطنت شاهان صفوى به كناره‌گيرى شاه سلطان حسين از ميان رفت امّا به صورت چند سال ديگر بپاييد تا آنگاه كه نادر شاه در سال 1148 تاج شاهى بر سر گذاشت و سلطنت را از آخرين خاندان صفوى بيرون كرد .

صقبى :

با فتح و سكون منسوب است به صقب ابن نضر بن حارث پدر تيره‌اى از عرب و ابو اميّه دوّمى صقبى در شمار صحابه به دو منسوب است و صقب در چندين معنى به كار رفته است : دراز از هر چيز . نيز ستون درازتر خيمه ، نيز بچّه شتر ماده و غير اين‌ها .

صقر :

بر وزن فخر مرغ شكارى و نام صقر ابن ابى دلف كرخى است در شمار محدّثان خاصّه و ابن ابى الصقر كنيت مشهور ابو الحسن محمّد بن علىّ ابن حسين بن عمر واسطى است در شمار اديبان و شاعران و فقيهان شافعى و از شاگردان ابو اسحاق شيرازى و ابو بكر خطيب جز اينكه ادبش بر فقهش چربيد و در شعر و ادب بلندآوازه‌تر گرديد تا فقه و ازآنجاكه در مذهب شافعى پافشارى بسيارى كرد و نسبت به آن تعصّب فراوان ورزيد در اشعارش آثار آن تعصّب نمودار گرديد و به قصائد شافعيّه شهره گشت و هم سالخورده گرديد و در اين‌باره اشعارى نظم كرد و از آن جمله است :
ابن ابى الصقر افتكر * و قال فى حال الكبر و اللّه لو لا بولة * تحرقنى وقت السحر لما ذكرت ان لى * ما بين فخذى ذكر
نيز در استغناى از مخلوق گفته است :
كل رزق ترجوه من مخلوق * يعتريه ضرب من التعويق و انا قائل و استغفر اللّه * مقال المجاز الا التحقيق لست ارضى من فعل ابليس شيئا * غير ترك السجود للمخلوق
و در غزل گفته است :
و حرمة الود ما لي عندكم عوض * لاننى ليس لى فى غيركم غرض اشتاقكم و بودى لو يواصلنى * لكم خيال و لكن است اغتمض و قد شرطت على صحب صحبتهم * بان قلبى لكم من دونهم فرضوا و من حديثى بكم قالوا به مرض * فقلت لا زال عنى ذلك المرض
و در سال 498 درگذشت و هشتاد و نه سال عمر كرد .

صقّلى :

با كسر اوّل و تشديد قاف مكسور منسوب است به صقليّه معرّب سيسيل از جزاير درياى مديترانه و اين جزيره را اروپائيان در سال 464 از دست مسلمين گرفتند و جمعى از اعلام افاضل از آن جزيره برخاستند ، از جمله : ابو طاهر اسماعيل ابن خلف صقّلى در شمار مقرئان و اديبان و صاحب
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 490 | سيد على اكبر برقعى قمى