تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
و چنين به نظر رسد كه صلخد با دال بىنقطه باشد به معنى دلير ، نيرومند و نيز تيرى كه در هدف فرورود » .

صلعى :

با فتح و سكون منسوب است ( بر خلاف قياس ) به صلعاء النعام و آن نام پشته‌اى است در ديار غطفان و اسماعيل بن عبد اللّه صلعى صحابى بدان منسوب است .

صليقى :

منسوب است به صليق بر وزن صديق و آن نام دشتى است ميان واسط و بغداد كه مهذب الدوله ابو نصر بر آن استيلا يافت و آن را آباد كرد و ابو الفضل محمّد بن احمد بن عبد اللّه صليقى معروف به ابن العجمى در شمار محدّثان و متوفّى 511 بدان منسوب است .

صمّه :

با كسر اوّل و تشديد ميم مفتوح به معنى شير ، نيز دلير نام پدر دريد بن صمّهء شاعر و نام نياى ابو ليلى عبد الرحمن بن خراش بن صمّة ابن حرث است در شمار تابعان و از اصحاب امام على عليه السّلام و ابن عبد البرّ او را در شمار صحابه آورده است . « 1 »

صناديقى :

منسوب است به صناديق جمع صندوق و صناديقى كسى را گويند كه صندوق بسازد و يا بفروشد و آن لقب عبد الرحمن بن احمد صناديقى دمشقى است در شمار فقيهان شافعى و هم اديبان و شارح قصيدهء برده و متوفّى 1164 .

صندل :

بر وزن جعفر نام درختى است خوش‌بو و نام صندل بن محمّد بن حسن حنّاط در شمار محدّثان خاصّه و نام صندل از مشايخ صوفيّه كه حكايات و كرامات از او نقل كرده‌اند .

صنديد :

بر وزن دلگير به معنى دلير ، نيز باران درشت ، نيز باد و سرماى سخت و آن نام پدر ابو مالك احمد بن صنديد عراقى است در شمار اديبان و شاعران و شارح ديوان معرّى و هم راوى اشعار او . وى سفرى به اندلس كرد و رؤسا و اكابر اندلس را بستود و با حصرى شاعر معاصرش راه مناقضه‌گويى را سپرد و با يكديگر شعرشكنى كردند .

صنعانى :

با فتح و سكون منسوب است به صنعاء ( بر خلاف قياس ) از شهرهاى معروف يمن و از آن شهر است ابو بكر عبد الرزاق بن همّام بن نافع صنعانى در شمار حفّاظ حديث و از مشايخ احمد ابن حنبل و صاحب كتاب السنن در فقه و كتاب المغازى و متوفّى 211 . و بايد دانست كه اماميّه او را در شمار خود آورده و بر امامى بودنش تصريح كرده‌اند و از سنّيان ابن حجر در تقريب و ابن اثير در كامل و ديگران شيعه بودنش را ذكر كرده‌اند .

صنوبرى :

منسوب است به صنوبر درخت معروف و در فارسى آن را ناژو گويند و ابو بكر بن احمد بن محمّد بن حسن بن مرار صنوبرى ضبّى حلبى در شمار شاعران اماميّه كه به سيف الدولة بن حمدان پيوست و او را ستود و هم در مدايح و مراثى اهل بيت قصايد و قطعات نظم كرد و هم راه عزّت نفس را رفت و به دريوزگى و شعرفروشى نپرداخت و هم زبان خود را از نكوهشگرى بپيراست و در سال 334 درگذشت به صنوبرى
هامش
( 1 ) - و نيز صمّة بن عبد اللّه بن طفيل بن قرّة القشيرى . از شاعران عصر اموى در ابتدا در عراق سكونت داشت و به شام منتقل گشت سپس به جنگ ديلم رفت . متوفّى حدود 95 در طبرستان ( الأعلام / زركلى : 3 / 209 ) .