و ابو القاسم حسين بن محمّد بن حسين بن علىّ صريفينى كوفى در شمار مقرئان و محدّثان زيدى مذهب و متوفّى 480 بدان منسوب است .
صعدى :
منسوب است به صعده بر وزن قهوه از شهرهاى يمن و ابو عبد اللّه محمّد بن ابراهيم ابن مسلم صعدى يمنى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
صعصعه :
بر وزن قهقهه پرندهاى است خالدار و نام صعصعة بن معاويه پدر تيرهاى در قبيلهء هوازن و نام صعصعة بن ناجيه صحابى كه در جاهليّت دخترانى كه زندهبهگور خواستند كردن خريد و برابر هر دخترى يك شتر نر و دو شتر ماده داد و سيصد و شصت موؤده « 1 » خريد و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله او را بدان كار نويد اجر و ثواب داد . و نيز نام صعصعة ابن صوحان عبدى است از خواصّ اصحاب امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام . « 2 »
صعودا :
با فتح اوّل و ضمّ دوّم به معنى گردنهاى كه از آن بالا رفتن دشوار باشد و آن لقب ابو سعيد محمّد بن هبيرهء اسدى است در شمار اعلام ادب و از مخصوصان عبد اللّه بن معتزّ و مؤدّب فرزندان
محمّد بن يزداد وزير مأمون و صاحب كتاب ما يستعمله الكاتب و رساله در خطّ و رسالهء فيما انكرته العرب على ابى عبيد القاسم بن سلام و اين رساله را به نام عبد اللّه بن معتزّ نوشت و ندانستم ازچهروى او را صعودا لقب دادند .
صعلوكى :
با ضمّ اوّل منسوب است به صعلوك بر وزن پرشور به معنى درويش و آن لقب ابو سهل محمّد بن سليمان عجلى نيشابورى است معروف به صعلوكى در شمار فقيهان شافعى و مفسّران و محدّثان و اديبان و هم ، دل بر تصوّف نهاد و شايد از همان روى او را صعلوكى گفتند . وى در اصفهان از مادر زاد و به بغداد براى كسب علم كوچيد و دو سال نيز در بصره تدريس كرد و آنگاه به اصفهان بازگرديد و همچنان در اصفهان بود تا ابو الطيّب احمد عمّش در سال 337 در نيشابور از جهان برفت و صعلوكى در پنهانى و پوشيدگى از اصفهان به طرف نيشابور كوچيد چه دانست مردم اصفهان اگر آشكارا سفر كند از كوچيدنش جلو گيرند و خود را به نيشابور رسانيد و سه روز بر عمّش سوگنشين گرديد و ازآنپس دانشجويان درس دادنش را خواستار شدند و ديگر مردم زيستنش را و پذيرفت و به تدريس و إفتاء پرداخت و صاحب ابن عبّاد در وصفش گفت : « مانند ابو سهل صعلوكى را نديدم » . و خود نيز مانند خود را نديد و در سال 369 درگذشت و فرزندش ابو الطيّب سهل بن محمّد كه نيز در شمار فقيهان و مفتيان بود بر جاى پدر نشست و ابو النضر بن عبد الجبار در تسليت او بر مرگ پدر اين دو بيت را به او نوشت :
من مبلغ شيخ اهل العلم قاطبة * عنى رسالة محزون و اواه
هامش
( 1 ) - موؤده : بر وزن موعوده دخترى است كه او را زندهبهگور كنند ( مؤلّف ) .
( 2 ) - صعصعة بن صوحان عبدى : زركلى مىنويسد :
« وى از بزرگان عبد القيس و خطيبى بليغ و عاقل بود » . ابن نديم او را از خطباى عرب شمرده است . محدّث قمّى گويد : « صعصعه از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام و از عارفين به حقّ آن جناب بود و چندان فصيح و بليغ بود كه امير المؤمنين او را خطيب شحشح گفت و به مهارت و فصاحت در لسان ثنا فرمود » . ( مفاتيح الجنان ، ضمن اعمال مسجد سهله ) ، ( الأعلام / زركلى : 3 / 205 ) .