تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
آنجاست شمس الدّين محمّد بن عبد اللّه صرخدى در شمار اديبان و فقيهان و صاحب كتاب مختصر اعراب سفاقسى و مختصر مهمّات اسنوى و مختصر قواعد علائى و شرح مختصر ابن حاجب و متوفّى 792 . و نيز ابو الثناء محمود بن عابد بن حسين صرخدى در شمار فقيهان حنفى و فاضلان و شاعران و متوفّى 674 . « 1 »

صرد :

با ضمّ اوّل و فتح دوّم نام پرنده‌اى است بزرگ‌سر كه پرندگان خرد را شكار كند و آن نام پدر ابو المطرف سليمان بن صرد خزاعى است در شمار اعلام شيعيان كوفه بلكه رئيس ايشان چندان‌كه شيعيان در خانهء او انجمن شدند و به امام حسين عليه السّلام نامه نوشتند و او را به آمدن كوفه خواندند لكن از يارى كردن امام حسين عليه السّلام پاى كشيدند و در سال 65 رئيس توّابين گرديد و از كوفه با توبه‌كنندگان بيرون رفت و در عين الورده با عبيد اللّه بن زياد ( كه با لشكرى انبوه فراسوى كوفه رفت ) مصاف داد و در نتيجه توّابين كشته شدند و سليمان نيز كشته گرديد . « 2 »

صرّدرّ :

اين لفظ با همين صورت آمده است و از دو راه بيرون نيست يا از آخر صر ، تا افتاده و در اصل صرة در بوده است به معنى هميان مرواريد چه صرّه با ضمّ و تشديد راى بىنقطه به معنى كيسهء زر و گوهر است و يا الفى از آخر درافتاده و صردرا در اصل بوده است به معنى پر كرد هميان را از مرواريد و آن لقب ابو منصور علىّ بن حسن بن علىّ بن فضل است در شمار نجيبان شاعران و ميان حسن سبك و جمال معنى نظمش گرديد و از اوست :
تذل الرجال لاطماعها * كذل العبيد لاربابها و اعلم ان ثياب العفاف * لاجمل زىّ لمجتابها
* * *
نقل ركابك فى الفلا * ودع الغوانى فى القصور فمحالفو أوطانهم * امثال سكان القبور لو لا التغرب ما ارتقى * درر البحور على النحور
و در سال 650 درگذشت و پدرش ازاين‌روى كه بخل ورزيد و گرسنه‌چشمى خود را نشان داد او را صربعر ( هميان سرگين ) گفتند و فرزند چون راه نجيبان را رفت و هم شاعرى نيكوپرداز گرديد او را صرّدرّ لقب دادند .

صردفى :

منسوب است به صردف بر وزن جعفر از قراى شرقى يمن و اسحاق بن يعقوب صردفى در شمار فقيهان و صاحب كتاب الكافى در فرائض بدان منسوب است .

صرفندى :

با فتح اوّل و دوّم و سوّم و سكون نون و كسر دال بىنقطه منسوب است به صرفنده از قراى شهر صور در ساحل مديترانه و ابو معن محمّد بن رواحة بن محمّد بن نعمان بن بشير انصارى صرفندى در شمار محدّثان و متوفّى 266 بدان منسوب است .

صرم :

بر وزن چرم نام صرم بن يربوع صحابى است كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله او را سعيد ناميد و صرمة با
هامش
( 1 ) - و نيز نجم الدّين حمزة بن عابد صرخدى در شمار محدّثان بود ( عيون الأنباء : 411 ) . ( 2 ) - و نيز صرد بن عبد اللّه ازدى . ابن حبان او را جرشى خوانده و از اصحاب پيغمبر مىداند . ابن اسحاق در مغازى گفته صرد به نزد پيغمبر آمد و اسلام آورد و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله او را بر مسلمانان قوم خود امير كرد و دستور جهاد مشركان داد و اين به سال دهم هجرى بود . واقدى گويد : « وقتى پيامبر صلى اللّه عليه و آله درگذشت صرد حاكم جرش بود » . ( الإصابة فى تمييز الصحابة : 2 / 182 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 483 | سيد على اكبر برقعى قمى