صالقانى :
منسوب است به صالقان از قراى بلخ و احمد بن خليل بن منصور بلخى صالقانى معروف به ابن خالويه در شمار محدّثان ، بدان منسوب است . « 1 »
صباح :
بر وزن گشاد صفت است مانند صبيح به معنى خوبرو و از اعلام است و نام پدر تيرهاى است در قبيلهء حمير و از آن تيره است حسن بن علىّ رازى معروف به حسن صباح « 2 » و عامّه به غلط صبّاح بر وزن شدّاد آن را خوانند . پدر حسن صباح مردى دانشمند و جاهطلب بود و حسن نيز مردى بسيار جاهمند بود و در آغاز از حلقهء درس امام موفّق نيشابورى استفادت كرد و با حكيم عمر خيّام و خواجه نظام الملك همدرس بود و داستان دراز دوران هم درسى و هم دوران همچشمى او را با خواجه نظام الملك در روزگار وزارتش خواجه غياث الدّين در دستور الوزراء آورده است . و حسن صباح ازآنپس كه از دربار ملكشاه رانده گشت به مصر رفت و به مستنصر پيوست و مذهب اسماعيليه را گردن نهاد و در شمار دعات آن مذهب درآمد و از مصر بيرون شد و به حلب رفت و ازآنجا به بغداد كوچيد و از بغداد راه خوزستان را رفت و از خوزستان به اصفهان خود را رسانيد و در اصفهان
چهار ماه بزيست و باز به خوزستان رفت و سه ماه ديگر در آن سرزمين ماند و ازآنجا به طرف دامغان روى آورد و مدّت سه سال در آنجا بزيست و در آن مدّت مردم را به مذهب اسماعيليّه خواند و جمعى آن مذهب را گردن نهادند و ازآنجا دعات و مبلّغان زبردست را به حدود قزوين فرستاد و خود نيز به قلعهء الموت ( آشيانهء عقاب ) رفت و در اين وقت در انديشهء تسخير قلاع آن نواحى افتاد و در اندك زمانى همه را زير فرمان خود كشيد و آغاز اين واقعه در 483 بود و بيشتر چيزى كه حسن صباح را نيرومند كرد و دعوتش را پيش برد جسارتى بود كه در روح پيروان خود كه به فداييان موصوف گشتند بدميد چندان كه هركسى را خواست ، فداييان كشتند از آن جمله همان خواجه نظام الملك بود كه با دست يكى از همان فداييان كشته گرديد . و حسن در 518 درگذشت و كيا بزرگ اميد به جاى او نشست و همچنان اسماعيليّه الموت به حكمرانى پاييدند تا آنگاه كه هلاكو آخرين فرمانفرماى ايشان خورشاه را مغلوب كرد و فرقهء اسماعيليّه را برانداخت .
صبّاغ :
بر وزن شدّاد به معنى رنگرز ( كسى كه جامهها رنگ كند ) و ابن صبّاغ كنيت مشهور جمعى است ، از جمله : ابو نصر عبد السيّد بن محمّد ابن عبد الواحد از اعيان فقيهان شافعى و معاصر ابو اسحاق شيرازى و صاحب كتاب الشامل در فقه و كتاب تذكرة العالم و الطريق السالم و كتاب العدّه در اصول فقه و متوفّى 477 . و از جمله : نور الدّين علىّ بن محمّد بن صبّاغ مكّى مالكى در شمار محدّثان و صاحب كتاب الفصول المهمّة فى معرفة
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن علىّ بن طرخان صالقانى از راويان حديث بود ( الأنساب / سمعانى : 3 / 512 ) .
( 2 ) - پيوند حسن با صباح حميرى را خواجه نظام الملك درست ندانسته و آن را پيوند دروغين شمرده است و با درست بودن و نادرست بودن آن كارى نداريم ، فقط آن را كه خواستيم همان دانستن اين موضوع بود كه داشتن لقب صباح او ازچهروى بوده است و افكندن ابن ( فرزند ) در پيوند جايى كه پيوند معيّن باشد متعارف است ( مؤلّف ) .