تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
نيافت و چنين به نظر رسد كه صبحى است با ضمّ و سكون منسوب به صبح نام ناحيتى در يمن و يا با فتح و سكون منسوب به صبحه و گذشت كه آن نام قلعه‌اى است در دياربكر .

صبير :

بر وزن زبير پدر تيره‌اى است در عرب و صبيرة با زيادتى تا در آخر آن نام صبيرة بن سفيان است از اصحاب امام على عليه السّلام .

صحار :

بر وزن گشاد به معنى شدّت بانگ خر نام صحار بن عبّاس عبدى است در شمار خطيبان و نسب‌شناسان عصر معاوية بن ابى سفيان و صاحب كتاب الامثال . صحار ، پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را بديد و دو و يا سه حديث از او روايت كرد و با دغفل نيز اخبار و نوادرى دارد .

صحارى :

با ضبط پيش منسوب است به صحار و آن نام قصبه‌اى است در جزيرهء عمان و ابو على محمّد بن زوزان صحارى عمانى در شمار شاعران بدان منسوب است .

صحناتى :

با فتح و سكون منسوب است به صحنات و آن ماهى ريزى است كه نمك‌سود كنند و صحناتى كسى است كه ماهى نمك‌سود بفروشد و ابن صحناتى كنيت مشهور ابو القاسم على بن كردان واسطى است در شمار اعلام اديبان و نحويان و شاعران و از شاگردان ابو على فارسى و رمّانى و صاحب كتاب اعراب القرآن و از نظم اوست در مذمّت واسط :
سئم الاديب من المقام بواسط * ان الاديب بواسط مهجور يا بلدة فيها الغنى مكرم * و العلم فيها ميت مقبور
لا جادك الغيث الهطول و لا اجتلى * فيك الربيع و لا علاك حبور شر البلاد ارى فعالك ساترا * عنى الجميل و شرك المشهور
ابن صحناتى راه عفاف و آبرومندى را رفت و پيشانى خضوع بر در ارباب ثروت نسود . و ياقوت نوشت كه : « وى صحناة هرگز نفروخت جز اينكه دشمنانش او را چنان لقب دادند و بر او ماند » . و در سال 424 درگذشت .

صخر :

بر وزن شهر به معنى سنگ بزرگ از اعلام است و نام صخر بن عمرو بن شريد برادر خنساء شاعرهء شهيرهء عرب و بيشتر اشعار رقيقه خنساء در مرثيت همان صخر است . و نيز نام ابو سفيان صخر بن حرب پدر معاويه است كه در سال 31 و يا 32 و يا 34 در سن هشتاد و هشت و يا نودسالگى - بنا بر اختلاف نقل - درگذشت . « 1 »

صخر الغى :

( صخر گمراه ) اين لفظ با همان صورت نام شاعر هذلى است و از نظم اوست :
انى بدهماء قل ما اجد * عاودنى من حبابها زؤد
صخرى : با ضبط پيش منسوب است به صخر از قراى مرو و ابو الفضل احمد بن محمّد صخرى خوارزمى در شمار اديبان و شاعران و كاتبان و صاحب ديوان رسائل و ديوان شعر منسوب به آن است و از نظم اوست در كسب معالى :
هامش
( 1 ) - و نيز صخر بن هلال مزنى . وى از رؤساى بنى مزينه ، مردى شجاع و دلير بود و در زمرهء توّابين به خونخواهى حسين بن على عليهما السّلام بر عبيد اللّه بن زياد خروج كرد و با بنى اميّه جنگيد و به سال 65 به قتل رسيد ( الأعلام / زركلى : 3 / 202 ) .