تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
كرده بود . گفتم : مرا نيز چيزى از آن بده گفت : دانى كه مرا پيشه و كسبى جز شاعرى نيست و من از آن رهگذر بايد گذران كنم و تو نيز مانند من شاعرى كه از نظم شعر كسب معيشت كنى . گفتم : راست گفتى امّا من هم‌اكنون گذشتم و شنيدم كودكانى را كه اين شعر خواندند :
سبع جوزات و تينه * فتحوا باب المدينة ان بشار بن برد * تيس اعمى فى سفينه
بشّار اندكى فكر كرد و آنگاه صد درهم مرا داد و گفت : اين را بگير و راوى ابيات كودكان مباش » .

شملال :

بر وزن پندار به معنى تندرو ، نيز به معنى شمال ( چپ ) ضدّ يمين ( راست ) و آن نام شملال بن جابر بن مسلم است نياى وليد بن عبيد اللّه بحترى شاعر شهير عرب .

شملين :

با فتح و سكون تثنيهء شمل به معنى پراكندن و جمع كردن از اضداد است و ابن ابى الشملين كنيت ابو الحسن محمّد بن زيد بن مسلمه است در شمار نحويان .

شمنتانى :

منسوب است به شمنتان بر وزن شبستان از شهرهاى اندلس و ابو بكر عبد الرحمن بن عيسى بن رجاء شمنتانى در شمار فقيهان و قاضيان و محدّثان و متوفّى 486 بدان منسوب است .

شمنى :

با فتح اوّل و دوّم منسوب است به شمن معرّب چمن از قراى گرگان ( استرآباد سابق ) و از آن قريه است ابو على حسين بن جعفر بن هشام طحان شمنى استرآبادى در شمار محدّثان و با فتح اوّل و ضمّ دوّم و كسر نون مشدّد به شرحى كه سپس آيد ، لقب تقىّ الدّين ابو العبّاس احمد بن محمّد بن محمّد بن حسن بن علىّ بن يحيى بن محمّد بن خلف اللّه بن خليفهء شمنّى است در شمار اعلام اديبان و محقّقان و مفسّران و صاحب شرحى بر مغنى اللبيب ابن هشام به نام المصنف من الكلام على مغنى ابن هشام و در اين شرح هرجا مناسبت ايجاب كرد به تراجم علما پرداخت و هم فوائدى بر آن افزود . و نيز از اوست : حاشيه بر شفا و شرح مختصر الوقايه در فقه و شرح نظم النخبة در حديث . شمنّى در اسكندريّه سال 801 از مادر زاد و با پدرش كه از علماى مالكى بود ، به قاهره رفت و به كسب دانش پرداخت و در چندين فنّ بارع گرديد و در همان قاهره به تدريس پرداخت و در سال 872 درگذشت و سيوطى كه از شاگردان اوست ، او را به قصيدتى مرثيت گفت كه مطلعش اين است :
رزء عظيم به تستنزل العبر * و حادث جل فيه الخطب و الغير
نگارنده گويد : « شمنى مخفّف شمّونه است با فتح اوّل و ضمّ ميم مشدّد از شهرهاى اندلس و ازآن‌روى كه نياكان او در آن شهر زيستند شمنّى شهره شدند همچون نياى بالايين او ابو عبد اللّه محمّد بن خلف اللّه بن خليفهء تميمى شمنّى در شمار فقيهان و اديبان و اينكه سيوطى در دو موضع از بغية الوعاة آن را با ضمّ اوّل و دوّم و تشديد نون ضبط كرده اشتباه است » .

شمّون :

با فتح اوّل و ضمّ ميم مشدّد نام نياى ابو جعفر محمّد بن حسن بن شمّون بغدادى است در شمار محدّثان خاصّه و صاحب كتاب السنن و الآداب و مكارم الاخلاق و متوفّى 258 . نگارنده گويد : « چنين به نظر رسد كه شمّون مخفّف شمعون باشد » .