تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
لا تسرحن الطرف فى بقر المها * فمصارع الآجال فى الآجال « 1 » كم نظرة اردت و ما اخذت يد * المصمى لمن قتلت اداة قتال سنحت و ما سمعت به تسليم و * اقلال التحية فعلة المختال اضللت قلبى عندهن و رحت * انشده بذات الضال ضل ضلالى
و در صفت جناس گفته است :
ليت من طول بالشام * ثواه و ثوى به جعل العود إلى الزو * راء من بعض ثوابه أ ترى يوطئنى الدهر * ثرى مسك ترابه و ارى اى نور عينى * موطنالى و ترى به
و در سال 601 در موصل درگذشت .

شنبل :

بر وزن جعفر نام پدر عبد اللّه بن شنبل است در شمار محدّثان و ابو شنبل كنيت حمل بن خزرج شاعر .

شنبوذ :

در آخر ذال نقطه‌دار بر وزن كمبود فارسى است كه آن را تعريب كرده‌اند و ابن شنبوذ كنيت مشهور ابو الحسن محمّد بن احمد بن ايّوب ابن صلت بن شنبوذ بغدادى است در شمار مشاهير قرّاء و صاحب كتاب قراءة على و كتاب ما خالف فيه ابن كثير و كتاب اختلاف القرّاء و كتاب شواذ القراءات و كتاب انفراداته و ديانت و سلامت نفس او را بيشتر ستودند جز اينكه او را به حمق و سفاهت نكوهيدند و هم به خواندن قرآن به قرائت شواذ مانند :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
« 2 » و مانند :
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ . . .
« 3 » و مانند :
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ
« 4 » و غير اين‌ها ازاين‌روى ابو بكر بن مجاهد و ديگر فقيهان و قاضيان با او درآويختند و مخالفتش را از قرائت مشهور نزد ابن مقله وزير فاش كردند ، وزير او را توبه داد و به برگشتن از راه خود خواند و نپذيرفت و همچنان بر سر سخن خود ايستاد . وزير گفت تا او را برهنه كردند و بر بدنش ده تا بيست تازيانه زدند و ابن شنبوذ از تاب رفت و توبه كردن را پذيرفت و محضرى نوشتند و توبه‌نامهء او را به خطّ او تثبيت كردند و جمعى شهادت خود را نيز بر آن افزودند امّا چنين نوشتند كه ابن شنبوذ به ابن مقله نفرين كرد كه خدا دستت را ببرد و دست ابن مقله پس از چندى به حكم خليفه بريده گشت و ابن شنبوذ در سال 328 درگذشت .

شنبوذى :

با ضبط پيش منسوب است به ابن شنبوذ كه ترجمتش گذشت و آن نسبت ابو الفرج محمّد بن احمد بن ابراهيم شنبوذى است از اين روى كه شاگرد ابن شنبوذ و مستفيد از علم او بود و او را غلام ابن شنبوذ نيز گويند . وى نيز در شمار مقرئان و مفسّران است و صاحب كتاب الشارة فى تلطيف العبارة فى علم القرآن و كتاب التفسير ( ناتمام ) و از او حكايت كرده‌اند كه در شواهد قرآن ، پنجاه هزار شعر از حفظ داشت و در سال 387 درگذشت .
هامش
( 1 ) - آجال اوّل ، جمع اجل است بر وزن كبر به معنى رمهء گاو وحشى و آجال دوّم جمع اجل است بر وزن كمر به معنى مدّت و وقت چيز ( مؤلّف ) . ( 2 ) - مسد : 1 . ( 3 ) - يونس : 92 . ( 4 ) - واقعه : 82 .