تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
و ما خلفه لامرئ مطمع * و لا دونه لامرئ مقنع « 1 »
سلولى : منسوب است به سلول بر وزن قبول و آن نام دختر ذهل بن شيبان بن ثعلبه است مادر تيره‌اى در قبيلهء هوازن و سلوليان به مادرشان سلول پيوند رسانند و از اينان است حسين بن مخارق سلولى در شمار محدّثان خاصّه و صاحب كتاب تفسير و كتاب جامع العلم و عبد اللّه بن همام سلولى در شمار شعراى اسلامى و گويند : « ادراك صحبت پيغمبر را نيز كرد و پس از مرگ معاوية بن ابى سفيان به يزيد فرزندش چنين گفت :
اصبر يزيد فقد فارقت ذا مقة * و اشكر حباء الّذي بالملك رداكا لا رزء اعظم بالاقوام قد علموا * مما رزئت و لا عقبى كعقباكا اصبحت راعى اهل الدّين كلّهم * فانت ترعاهم و اللّه يرعاكا و فى معاوية الباقى لنا خلف * إذا نعيت و لا نسمع بمنعاكا
و نيز سلول نام مادر عبد اللّه بن ابى است سرور منافقان مدينه .

سليطى :

منسوب است به سليط بر وزن امير پدر قبيله‌اى در عرب و علاثة بن صحار سليطى صحابى و سجاد سليطى صحابى به دو منسوبند و سليط مرد زبان‌دراز باشد و سليطه زن زبان‌دراز .

سليقى :

بر وزن شريفى لقب حسن بن علىّ بن محمّد بن جعفر خطيب حسنى علوى است پدر تيره‌اى از علويان كه در عجم پراكنده‌اند . و نيز لقب محمّد بن عبد اللّه بن محمّد بن حسن بن حسين است پدر تيره‌اى ديگر از علويان و دانسته نشد از چه روى ايشان را سليقى گفتند و بعضى برآنند كه ايشان را ازآن‌روى كه تيززبان و تيزشمشير بودند سليقى گفتند .

سليك :

بر وزن زبير مصغّر سلك بر وزن مرد به معنى كبك و سليك به معنى كبكك و آن نام سليك بن عمرو غطفانى صحابى و نام سليك ابن سليكه سعدى است در شمار شاعران و دليران و دوندگان عرب و او را سليك المقانب گفتند و مقانب به معنى گروه اسبان است كه در بيابان باشند و عمرو ابن معدىكرب او را با همان لقب در نظم خود آورده است :
و سيرى حتّى قال فى القوم قائل * عليك ابا ثور سليك المقانب فرعت به كالليث يلحظ قائما * إذا ريع منه جانب دون جانب له هامة ما تأكل البيض امها * و اسباح عادى طويل الرواحب
و سليكه نام مادر اوست و نام پدرش عمرو است .

سليم :

بر وزن امير از اعلام است و بر وزن زبير نيز از اعلام و از قسم دوّم است سليم
هامش
( 1 ) - سلّمى : با ضمّ اوّل و تشديد لام لقب محمّد ابن حسين محمّد بن موسى ازدى مكنّى به ابو عبد الرحمن در شمار علماى متصوّفه بود ( 330 تا 412 قمرى ) از اوست : كتاب حقائق التفسير كه مختصرى است دربارهء طريقهء تصوّف و كتاب طبقات الصوفيّة . اصل كتاب از ميان رفته امّا خواجه عبد اللّه انصارى مضامين آن را در هرات به هنگام وعظ املا كرده است و اين اخير به نام طبقات انصارى معروف است و در افغانستان چاپ شده ( لغتنامه / دهخدا : 29 / 603 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 414 | سيد على اكبر برقعى قمى