ابن محمّد بن محمّد بن يحيى سلامى از دودمان وليد بن مغيره و در شمار شاعران زبردست بدان منسوبند .
ابو الحسن سلامى از بغداد به طرف موصل كوچيد و ازآنجا خود را به عضد الدولهء ديلمى رسانيد و در شمار خواصّ اصحاب او درآمد تا جايى كه عضد الدوله گفت : « من وقتى سلامى را در مجلسم نگرم چنان است كه ثريّا را نگرم كه از آسمان به زمين آمده و در برابر من است » . و اين شعر از جمله قصيدتى است كه صاحب بن عبّاد را به آن ستوده و از محاسن اشعار اوست :
تبسطنا على الأيّام لما * رأينا العفو من ثمر الذنوب
و در روزگارى كه به موصل زيستن داشت ابرى تگرگى باريد ، خالدى شاعر در انجمنى كه شاعران بودند نارنجى كه در دست داشت روى تگرگها افكند و گفت : « كدام يك توانيد اين منظره را وصف كنيد ؟ » . سلامى گفت :
للّه در الخالدى الاوحد الندب الخطير * اهدى لماء المزن عند جموده نار السعير
حتّى إذا صدر العتاب إليه عن حر الصدور * بعثت إليه بعذرة عن خاطرى ايدى السرور
لا تعذلوه فانه اهدى الخدود إلى الثغور
و همگان از قدرت او در شگفت شدند و سلامى سال 393 درگذشت . « 1 »
سلّامى :
با تشديد لام منسوب است به سلّاميّه از قراى موصل و از اين قريه است ضياء الدّين ابو العبّاس احمد بن ابى القاسم بن احمد سلّامى وزير قطب الدّين بن سليمان صاحب آمد و در شمار فقيهان و اديبان و در شهر آمد مدرسهاى ساخت و املاك خود را بر آن وقف كرد و نيز ظهير الدّين ابو اسحاق ابراهيم بن نصر بن عسكر سلّامى در شمار فقيهان شافعى و قاضى سلّاميّه و متوفّى 610 .
سلفى :
با كسر اوّل و فتح دوّم منسوب است به سلفه معرّب سهلبه لقب نياى صدر الدّين ابو طاهر احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهيم سلفه اصفهانى است در طبقهء حفّاظ حديث و در شمار فقيهان شافعى و از شاگردان خطيب تبريزى و ازاينروى داراى ذوق ادب و شعر و از نظم اوست اين لغز كه به ابو العلاء معرّى نوشته است :
و ما ذات در لا يحل لحالب * تناوله و اللحم منها محلل
لمن شاء فى الحالين حيا و ميتا * و من رام شرب الدر فهو مضلل
إذا طعنت فى السن فاللحم طيب * و آكله عند الجميع مغفل
و خرفانها فى الاكل فيها كزازة * فما لحصيف الرأى منهن مأكل
و ما يجتنى معناه الا مبرز * عليهم باسرار القلوب محصل
معرى در جوابش نوشت :
جوابان عن هذا السؤال كلاهما * صواب و بعض القائلين مضلل
فمن ظنه كرما فليس بكاذب * و من ظنه نخلا فليس يجهل
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن عبد اللّه بن محمّد المخزومى سلّامى از اشعر شعراى اهل عراق در زمان خودش بود ، متولّد 336 در بغداد آنگاه به موصل رفت و ازآنجا به اصفهان سفر كرد و به خدمت صاحب بن عبّاد رسيد و مقام والايى يافت ، سرانجام در 393 درگذشت ( الأعلام / زركلى : 6 / 226 ) .