تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
اوست كه از شاگردان كسائى بود و در شمار اديبان و لغويان و ابن سكّيت در شمار اعاظم اديبان و نحويان و لغويان و صاحب كتاب اصلاح المنطق و در وصف اين كتاب گفتند : « از جسر بغداد كتابى مانند آن عبور نكرد » . و كتاب سرقات الشعراء و ما تواردوا عليه و كتاب معانى الشعر الكبير و كتاب معانى الشعر الصغير و كتاب الاضداد و غير اين‌ها . ابن سكّيت ادب‌آموز معتزّ و مؤيّد فرزندان متوكّل عبّاسى گرديد با وصفى كه راه تشيّع را رفت و متوكّل راه نصب و عداوت را و عبد اللّه بن عبد العزيز گفت : « ابن سكّيت دربارهء پذيرفتن شغل مؤدّبى فرزندان متوكّل با من مشورت كرد و منش گفتم اين كار را نپذير كه با روش تو سازگار نيست ، نشنيد و آن پيشهء ريشه‌براندازش را پذيرفت و متوكّل در يكى از روزها كه معتزّ و مؤيّد را ديد از ابن سكّيت پرسيد اين دو پسر را بيشتر دوست دارى يا حسن و حسين را ؟ ابن سكّيت گفت : قنبر خدمتكار على را از تو و دو فرزندت دوست‌تر دارم تا چه رسد به حسنين عليهما السّلام . متوكّل غلامان ترك را گفت تا زبانش را از قفايش بيرون آرند و شكمش را لگدكوب كنند و اين قضيه در سال 244 اتّفاق افتاد و متوكّل ده‌هزار درهم به خاندانش رسانيد تا بهاى خون او باشد و عبد اللّه بن عبد العزيز وقتى آن خبر را شنيد خواند :
نهيتك يا يعقوب عن قرب شادن * إذا ما سطا اربى على كلّ ضيغم فذق و احس انى لا اقول الغداة اذ * عثرت لعا بل لليدين و للفم » .
گويند : « نخستين روزى كه ابن سكّيت خواست به آموزش فرزندان متوكّل پردازد از معتزّ پرسيد چه موضوعى را دوست‌تر دارى تا بدان آغاز كنم ؟ معتزّ گفت : انصراف از هر چيز را . ابن سكّيت قضيّه را دريافت و خواست برخيزد و برود . معتزّ پيشدستى كرد و برخاست و بيرون رفت و در رفتن عجله كرد و دامنش در پايش پيچيد و بر زمين افتاد و رنگ رخسارش پريد . ابن سكّيت بىسابقهء فكر ، اين دو بيت نظم كرد :
يصاب الفتى من عثرة بلسانه * و ليس يصاب المرء من عثرة الرجل فعثرته فى القول يذهب رأسه * و عثرته بالرجل تبرى على مهل
متوكّل آن دو شعر را شنيد و زياده از حدّ پسنديد و پنج هزار درهم ابن سكّيت را داد » .

سكين :

بر وزن زبير مصغّر سكن از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان .

سكينة :

با ضبط پيش با زيادتى تاى تأنيث در آخر آن از اعلام زنان است همچون سكين از اعلام مردان و نام سكينه دختر امام حسين عليه السّلام است از زنان دانش‌دوست و ادب‌پرور و بعضى برآنند كه سكينه لقب اوست و نامش امميه است و بر آن رأى است محمّد بن سائب كلبى نسب‌شناس مشهور و در رباب گذشت شعرى كه امام حسين عليه السّلام خواند و علاقهء خود را به رباب و دخترش سكينه در آن شعر نمودار كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - سكينه بنت الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام مادرش رباب مىباشد . سكينه از زنان بزرگ اسلام و داراى اخلاق و فضائل حميده و از دانش و كمال و عقل و هوش و كرم و بخشش در مقامى بس و الا بود و شعرا و سخنوران اشعارى در وصف او و رباب سروده‌اند و به صله‌هاى فراوان نايل شده‌اند از آن جمله است :كأن الليل موصول بليل * إذا زارت سكينة و الرباب-
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 410 | سيد على اكبر برقعى قمى