تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

سفيان :

با ضمّ و كسر و فتح اوّل بر وزن جنبان و كرمان و پنهان هر سه درست است و از اعلام و نام جمعى بسيار از صحابه و محدّثان . « 1 »

سفيانى :

با فتح اوّل منسوب است به سفيان از قراى هرات و ابو طاهر احمد بن محمّد بن اسماعيل ابن صباح هروى سفيانى در شمار محدّثان و متوفّى در حدود 380 بدان منسوب است .

سفينه :

بر وزن حبيبه به معنى كشتى و لقب سفينه خادمهء پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كه امّ سلمه او را آزاد كرد با شرط اينكه به خدمت پيغمبر كمر بندد و لقب سفينه را پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بر او نهاد به حكم اينكه در سفرى كه با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بود بعضى از همراهان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله از رفتن ماندند و شمشير و نيزه و سپر خود را به آن زن دادند و خود سبكبار گرديدند و سفينه سنگين‌بار و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در همان حال او را بديد و گفت تو سفينه ( كشتى ) باشى و آن نام بر او ماند و نام اصلىاش از ميان رفت و براى جستن آن تا بيست نام براى او نوشته‌اند .

سقّاء :

با فتح و تشديد به معنى آب‌دهنده و ابن سقّاء كنيت مشهور ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد است از اعلام محدّثان و متوفّى 371 . گويند : « حديث طير را بر مردم واسط خواند و واسطيان تحمّل شنيدن آن را نكردند و او را از جايى كه نشسته بود بلند كردند و مكان نشستنش را شستند و ابن سقّاء ازآن‌پس به خانه رفت و كهنه‌بورياى خانه گرديد » .

سقبائى :

منسوب است به سقبا بر وزن دريا از قراى غوط دمشق و ابو جعفر احمد بن عبيد بن احمد ابن يوسف قضاعى سقبائى در شمار محدّثان و متوفّى 321 بدان منسوب است .

سقطى :

منسوب است به سقط به معنى متاع بد ( كالاى پست ) و سقطى كسى را گويند كه چنان نوع كالا بفروشد و آن لقب ابو الحسن سرّى بن مغلس سقطى است در شمار مشايخ صوفيّه و از پيران راه و خالوى جنيد و متوفّى 251 .

سكّاك :

بر وزن شدّاد سكّه‌زن را گويند و آن لقب ابو جعفر محمّد بن خليل سكّاك بغدادى است در شمار متكلّمان خاصّه و شاگرد هشام بن حكم و صاحب كتاب التوحيد و كتاب الامامة و كتاب المعرفة و كتاب الاستطاعة . « 2 »

سكّاكى :

با ضبط پيش با زيادتى ياى در آخر آن لقب سراج الدّين ابو يعقوب يوسف بن ابى بكر ابن محمّد سكّاكى خوارزمى است در شمار اعاظم
هامش
( 1 ) - سفيان بن سحبان يكى از فقيهان و متكلّمان از اصحاب ابو حنيفه و مرجئه بود ( لغتنامه / دهخدا : 29 / 538 ) . و نيز سفيان بن عوف از مردان لشكر معاويه و به خاطر جنگهايى كه كرد شهرت يافت آنگاه به روم رفت و نزديك قسطنطنيه در سال 52 به قتل رسيد ( الأعلام / زركلى : 3 / 105 ) . و نيز سفيان بن وهب خولانى ملقّب به ابو اليمن صحابى است و سال 82 حجّة الوداع همراه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بود و كشته شد ( الأعلام / زركلى : 3 / 105 ) . ( 2 ) - ابو جعفر سكّاك وفاتش در حدود سال 199 بود و معاصرينش چند نفر از مشاهير معتزله مانند ابو عثمان عمر بن جاحظ و جعفر بن محمّد بن عبد اللّه اسكافى متوفّى 240 و ابو الفضل جعفر بن حرب متوفّى 236 كه با اين دو نفر اخير مناظراتى داشته و از رجال مشهور شيعه است ( لغتنامه / دهخدا : 29 / 554 ) .