تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
اصبح الملك نابت الاساس * بالبهاليل من بنى العبّاس طلبوا وتر هاشم فشفوها * بعد ميل من الزمان و ياس لا تقيلن عبد شمس عثارا * و اقطعن كلّ رقلة و غراس انزلوها بحيث انزلها اللّه * بدار الهوان و الاتعاس و اذكروا مصرع الحسين و زيد * و قتيلا بجانب المهراس و القتيل الذى بحران اضحى * ثاويا بين غربة و تناس
يكى از بنى اميّه آهسته به كسى كه پهلويش نشسته بود گفت : « اين ناكس ما را به كشتن داد » . و سفّاح بىدرنگ فرمان كرد كه همه را بكشند و سپس فرمان كرد فرشها را روى كشتگان پهن كنند و خوانهاى طعام را بر روى آنها بنهند و به خوردن پرداخت حالى كه نالهء بعضى از ايشان كه هنوز رمق در بدن داشت به گوش رسيد و او را سفّاح از اين روى كه بسيار خون ريخت لقب دادند .

سفارينى :

منسوب است به سفارين بر وزن دهاقين از قراى نابلس و ابو العون شمس الدّين محمّد بن احمد بن سالم بن سليمان سفارينى نابلسى در شمار اديبان و مورّخان و محدّثان و شاعران و صاحب كتاب تحبير الوفاء فى سيرة المصطفى و كتاب الدرر المصنوعات فى احاديث الموضوعات و كتاب معارج الانوار فى سيرة النبى المختار و ديوان شعر و متوفّى 1188 بدان منسوب است .

سفاقسى :

با ضمّ قاف منسوب است به سفاقس بر وزن فراخور از شهرهاى آفريقا نزديك شهر قابس و ابو حفص عمر بن محمّد بن ابراهيم سفاقسى بكرى در شمار اديبان و متكلّمان و طبيبان و متوفّى 505 و ابو اسحاق برهان الدّين ابراهيم بن محمّد بن ابراهيم قيسى سفاقسى در شمار نحويان و اديبان و صاحب كتاب اعراب القرآن و متوفّى 742 بدان منسوب است .

سفالى :

منسوب است به سفال بر وزن نهاد از قراى يمن و ابو اسحاق ابراهيم بن عبد الوهاب بن اسعد سفالى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

سفّانه :

با فتح و تشديد فا به معنى مرواريد بزرگ و آن نام دختر حاتم طائى است و حاتم را ابو سفّانه از همان روى كنيت دادند و سفّانه به دست لشكر اسلام اسير گرديد و پيغمبر را بديد گفت : « من بزرگ‌زاده‌ام و پدرم كسى بود كه گرسنگان را سير كرد و برهنگان را پوشانيد و بيگانگان را جاى داد و پذيرش كرد و ميهمانان را نواخت و ازپادرافتادگان را دست گرفت و حاجتمندان را واپس نگردانيد و منم دختر آن پدر كه او را حاتم طايى گفتند » . پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : « او را آزاد كنيد پدرش اخلاق ستوده را دوست داشت » .

سفرجله :

بر وزن دهن‌دره به معنى تك‌دانهء آبى و آن نام نياى ابو الحسن محمّد بن حسين بن سفرجله است در شمار ثقات محدّثان خاصّه و صاحب كتاب فضائل القرآن و كتاب فضائل الشيعة .

سفطى :

با فتح اوّل و سكون فا منسوب است به سفط القدور از قراى مصر و عبد اللّه بن موسى سفطى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 406 | سيد على اكبر برقعى قمى