واثق گرديد و پس از واثق وزير متوكّل ، امّا وزارت متوكّل ديرى بر او نپاييد كه متوكّل او را گرفت و در تنور آهنين افكند همان تنورى كه براى مصادرهء مردم خود ساخته بود و اموالش را ضبط كرد و مدّت چهل روز در آن تنور معذّب بود و سپس درگذشت .
مسعودى نوشت كه : « ابن زيّات از تنوربان دوات و كاغذ و قلمى خواست تا چيزى بر آن نويسد و تنوربان از متوكّل اجازت طلبيد و پس از حصول اجازت به او رسانيد ، ابن زيّات اين شعر را به متوكّل نوشت :
هى السبيل فمن يوم الى يوم * كأنه ما تريك العين فى نوم
لا تجزعن رويدا انها دول * دنيا تنقل من قوم الى قوم
امّا در آن روز از بسيارى كار ، نامه به متوكّل نرسيد و فرداى آن روز نامه را خواند و گفت : او را از تنور بيرون آريد و چون به تنور رسيدند او را مرده ديدند و اين قضيّه در سال 233 اتّفاق افتاد » .
و نيز از نظم ابن زيّات است :
سماعا يا عباد اللّه منى * و كفوا عن ملاحظة الملاح
فان الحبّ آخره المنايا * و اوله يهيج بالمزاح
و قالوا دع مراقبة الثريا * و نم بالليل مسود الجناح
فقلت و هل أفاق القلب حتّى * افرق بين ليلى و الصباح « 1 »
زياده :
بر وزن پياده از اعلام مردان است مانند زياد بدون تا و نام زيادة بن جهور لخمى صحابى و نام زيادة بن فضالهء لخمى از محدّثان خاصّه . « 2 »
زيادى :
منسوب است به زياد بن ابيه و آن پيوند ابراهيم بن سفيان بن سليمان بن ابى بكر ابن عبد الرحمن بن زياد بن ابيه زيادى است در شمار نحويان و لغويان و شاعران و از شاگردان سيبويه و صاحب كتاب النقط و الشكل و كتاب الامثال و كتاب تنميق الاخبار و كتاب اسماء السحاب و الرياح و الامطار و غير اينها و متوفّى 249 و از نظم اوست در كنيزكى سياه كه او را دوست داشت :
الا حبذا حبذا حبذا * حبيب تحملت فيه الاذى
و يا حبذا برد انيابه * إذا الليل ظلم و اجلوذا
و امّا ابو حسّان حسن بن عثمان بن حماد بن حسّان بن عبد الرحمن بن يزيد زيادى منسوب به زياد بن ابيه نيست بلكه نيايش امّ ولد ( فرزند آقا از كنيز ) زياد بن ابيه را به زنى گرفت و به زيادى شهره شد . ابو حسّان از اعيان اصحاب واقدى است و در شمار اديبان و فاضلان و نسبشناسان و اخباريان و از قضات بغداد و صاحب كتاب طبقات الشعراء و كتاب عروة بن الزبير و كتاب الآباء و الامّهات و متوفّى 242 . و چنين نويسند كه :
« مردى از مردم خراسان كه آهنگ حجّ داشت
هامش
( 1 ) - و نيز حمزة بن حبيب بن عمارة بن اسماعيل الزيّات التميمى در شمار قاريان سبعه و از موالى تيم و منسوب بدان . وى در قرائت عالم و آگاه بود و ثورى گويد : « حمزه ، حرفى از كلام اللّه قرائت نمىكرد مگر برطبق روايتى » . ( روضات الجنات : 3 / 253 ) .
( 2 ) - و نيز زيادة بن زيد الصمة القشيرى در شمار شاعران و مفضل بن سلمه اشعار او را گرد كرده است ( الفهرست / ابن نديم : 180 ) .