نحاس و ابو سعيد سيرافى و ابو القاسم زجاجى را بديد . « 1 »
زهره :
بر وزن غرفه نام نياى خاندانى است در حلب كه به دانش و ادب مشهورند و مشهورترين ايشان ابو المكارم حمزة بن علىّ بن زهرهء حسينى حلبى است از اعلام فقيهان و متكلّمان و در حلبى گذشت و امّا بنو زهره كه از علّامهء حلّى اجازت حديث دارند و در مجلّد آخر بحار الأنوار اجازتنامهء ايشان مسطور است نامهايشان بدينترتيب است :
علاء الدّين علىّ بن محمّد بن علىّ بن حسن بن زهره و فرزندش شرف الدّين ابو عبد اللّه حسين بن على و برادرش سديد الدّين محمّد و دو فرزند برادرش احمد و حسن فرزندان محمّد . « 2 »
زهرون :
بر وزن كمخون نام نياى ابراهيم بن هلال صابى است از اعاظم مترسّلان و در صابى بيايد .
زهرى :
منسوب است به زهره بر وزن غرفه و آن نام زهرة بن كلاب بن مرّه است پدر تيرهاى در قبيلهء قريش و از اين تيره است ابو بكر محمّد بن مسلم بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن حرث بن شهاب بن زهرة بن كلاب مدنى در شمار فقيهان و تابعان . گويند : « علم فقهاى سبعهء مدينه را حفظ داشت و ده تن از صحابه را بديد و جمعى از پيشوايان علم حديث از او روايت كردند مانند : مالك بن انس و سفيان بن عيينه و سفيان ثورى و هم با عبد الملك بن مروان و هشام بن عبد الملك و يزيد بن عبد الملك پيوسته بود و از طرف يزيد بن عبد الملك چندى منصب قضا داشت » . و نيز گويند : « وقتى به خانه رفت كتابهاى خود را گرداگرد خود نهاد و به مطالعت آنها پرداخت و از هر چيز چشم دوخت و از هر كار رخ تافت و همسرش از اين كار به تنگ آمد و گفت :
اين كتابها از سه ضرّه ( ضرّه ، دو زن و يا چند زنى است كه در نكاح يك مرد باشند ) بر من جانگزاترند » .
هامش
( 1 ) - و نيز ابو القاسم خلف بن عبّاس زهراوى قرطبى اندلسى ، پزشك و طبيعىدان و جرّاح اسلامى . وى در زمان عبد الرحمن سوّم در قرطبه طبابت مىكرد . از آثار اوست : التعريف لمن عجز عن التأليف ، المقالة فى عمل اليد در جراحى ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 66 ) .
و نيز ابو الحسين احمد بن فارس زهراوى قزوينى .
دهخدا وى را منسوب به قريهء زهرا ( بوئينزهرا مىداند ) وى از بزرگان لغت عرب و كتاب المجمل در اين زمينه از اوست . او مدّتى در رى و همدان توقف داشت و بديع الزمان همدانى شاگرد اوست . و كتاب ديگر او كتاب الصاحبى مىباشد كه به نام صاحب بن عباد نوشته و اين كتاب محتوى بحثهايى گرانبها در اصل زبان عربى و خصايص آن و اختلاف لهجههاى عربى بنا بر اختلاف قبايل ( لغتنامه / دهخدا : 28 / 565 و 2 / 335 ) .
و نيز عبد الحميد زهراوى از بزرگان نهضت سياسى سوريه و يكى از شهداى آن است و روزنامهء المنير را مخفيانه منتشر كرد پس از چندى به مصر گريخت . در سال 1327 قمرى به سوريه بازگشت و در تأسيس حزب الحريّة و الاعتدال و حزب الائتلاف شركت جست و جريدهء هفتگى الحضارة را منتشر كرد ، به رياست اوّلين كنگرهء عربى در پاريس انتخاب شد ، سپس در ديوان عالى ( عثمانى ) به مرگ محكوم گرديد و در دمشق اين حكم اجرا شد و از اوست : رسالة الفقه و التصوّف و كتاب خديجه امّالمؤمنين ( الأعلام / زركلى : 3 / 288 ) .
( 2 ) - نيز زهره نام پسر كلاب پدر قبيلهء قريش است و آنان بنو زهرة بن كلاب بن مرّهاند كه زهره نام زن ( همسر ) كلاب است كه فرزندان او بدان نسبت داده شدهاند همچون سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف كه هر دو تن آنها از عشرهء مبشّرهاند و باز از اينان آمنه دختر وهب مادر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم است ( لغتنامه / دهخدا : 28 / 573 ؛ الأعلام / زركلى : 2 / 279 ) .