تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بربرستان نزديك شهر فاس و مسكن جمعى است و ابو العبّاس احمد بن حسين بن على زرهونى فقيه بدان منسوب است .

زريق :

بر وزن زبير پرنده‌اى است كه كمى از گنجشك بزرگتر است و آن را ابو زريق نيز گويند و زريق از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان و نيز نام پدر تيره‌اى است در قبيلهء انصار و بنو زريق به او پيوندند . « 1 »

زطّى :

با ضمّ اوّل و تشديد طاى بىنقطه منسوب است به زطّ كه طايفه‌اى از مردم هندند و در بيّاع زطّى گذشت كه بافته‌هاى آن طايفه را زطّى و فروشندهء آنها را بيّاع زطّى گويند و اسباط بن سالم كوفى از محدّثان خاصّه چنان پيشه داشته است .

زعفرانى :

منسوب است به زعفرانيّه از قراى بغداد و بيشتر محدّثان بغداد كه زعفرانى لقب دارند از آن قريه‌اند ، از جمله : ابو على حسن بن محمّد بن صباح زعفرانى بغدادى شاگرد محمّد بن ادريس شافعى و از راويان قديم اقوال او و متوفّى 260 . و از سخنان اوست كه : « اصحاب حديث خفتگان بودند و شافعى بيدارشان كرد و هيچ محدّثى نيست كه خامه و آمه ( قلم و دوات ) بگيرد جز اينكه شافعى بر گردن او منّت دارد . بايد دانست كه راويان قديم اقوال شافعى چهار كس بودند : زعفرانى و ابو ثور و احمد بن حنبل و كرابيسى و راويان حديث اقوالش شش كس باشند : ربيع بن سليمان جيزى و ربيع بن سليمان مرادى و بويطى و مزنى و حرمله و يونس بن عبد الاعلى . نيز زعفرانى منسوب است به زعفران از قراى همدان و ابو القاسم عمر بن جعفر زعفرانى در شمار لغويان و اديبان و شاعران كه در دوّمى گذشت از آن قريه است و بعضى لقب او را رومى با راى بىنقطه نوشته‌اند و اشتباه است و از نظم ابو القاسم زعفرانى است كه در دوّمى نياوردم و آن را بر صاحب بن عبّاد خواند و از جمله قصيدتى است كه صاحب را به آن ستود :
ايا من عطاياه تهدى الغنى * الى راحتى من نأى أو دنا كسوت المقيمين و الزائرين * كسالم يخل مثلها ممكناه و حاشية الدار يمشون فى * صنوف من الخز الا انا
صاحب بن عبّاد گفت : در اخبار معن بن زائدهء شيبانى خواندم كه مردى وى را گفت امير ! مرا بر مركبى نشان ، معن گفت : او را اسبى و استرى و شترى و درازگوشى و كنيزى دهند و آنگاه گفت : اگر بارى تعالى مركبى جز آنها آفريده بود تو را دادم و من نيز تو را جبّه و پيراهن و لبّاده و شلوار و دستمال و عبا و ردا و كسا و جوراب و هميان خز دهم و اگر دانستم كه از خز ، كسوت ديگرى است تو را دادم » . و نيز زعفرانى كسى را گويند كه زعفران فروشد و آن لقب جمعى از محدّثان است كه چنان پيشه داشته‌اند مانند : عمران ابن عبد الرحيم زعفرانى و محمّد بن احمد بن حسين زعفرانى عسكرى هر دو در شمار محدّثان خاصّه .

زغرتانى :

منسوب است به زغرتان بر وزن ترزبان از قراى هرات و ابو محمّد خالد بن محمّد
هامش
( 1 ) - و نيز زريق بن حيّان مكنّى به ابو المقدام از تابعان و محدّثان است ( لغتنامه / دهخدا : 28 / 368 ) .