تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
يحيى بن عبد اللّه بن خيره دروقى در شمار مقرئان و متوفّى 530 بدان منسوب است .

دريجقى :

با فتح اوّل و كسر دوّم منسوب است به دريجق معرّب دريچه و آن قريه‌اى است از قراى مرو و عبد العزيز بن حبيب اسدى دريجقى در شمار تابعان به آن منسوب است .

دريد :

بر وزن زبير مصغّر ادرد وصف كسى كه دندانهايش بيفتد و اين‌گونه تصغيرها را تصغير ترخيم گويند ازآن‌روى كه همزه را از آن بيفكنند و آنگاه مصغّر كنند مانند اسود و ازهر در تصغير سويد و زهير و دريد نام نياى ابو بكر محمّد بن حسن بن دريد ازدى قحطانى است كه در بصره از مادر زاد و علوم ادبيّه را در بصره فراگرفت و به عمان رفت و چندى در آنجا زيست و آنگاه به جزيرهء ابن عمر رفت و ازآنجا به فارس كوچيد و روزگارى در فارس بماند و ازآنجا آهنگ بغداد كرد و تا پايان عمر در بغداد زيست و در سال 321 درگذشت . ابن دريد از اساطين ادب و در طبقهء حفّاظ شعر و لغت است و مسعودى معاصر او در مروج الذهب نوشت ابن دريد در شعر بر همسران پيش افتاد و در لغت به مقام پيشوايى رسيد و جاى خليل بن احمد نشست و موادى از لغت فراهم كرد كه در كتب ديگران نبود و شعر را هرطور كه خواست نظم كرد و اشعارش بيش از آن است كه بشمرم و يا در كتابم آورم و از نظم پخته و اديبانهء او مقصورهء « 1 » اوست كه آغازش اين است :
يا ظبية اشبه شىء بالمها * ترعى الخزامى بين اشجار النقى أ ما ترى رأسى حاكى لونه * طرة صبح تحت اذيال الدجى و اشتعل المبيض فى مسوده * مثل اشتعال النار فى جزل الغضا
و اين مقصوره را بسيارى از اديبان شرح كرده‌اند و در ستايش امير ابو العبّاس اسماعيل بن عبد اللّه بن ميكائيل رئيس نيشابور است و در ضمن بسيارى از ادب و اخبار و حكم عرب را در آن گنجانيده است و هم جمعى از شعرا به سبك مقصورهء ابن دريد ، مقصوره‌ها نظم كرده‌اند امّا هيچ‌كدام به پايهء مقصورهء ابن دريد نرسيده است و صريع الدلاء بر سبيل طيبت به سبك مقصورهء ابن دريد و با همان وزن مقصوره گفته كه توان گفت پس يك شعر آن حكيمانه است و اين بيت نيز راه عكس مقصود ناظم را سپرده است و شايد در صريع ، چيزى چند از آن بياورم . بارى ابن دريد را از هر دانشورى شاعرتر و از هر شاعرى دانشورتر گفتند . و از تصانيف اوست : كتاب الجمهرة در لغت و كتاب المجتنى و كتاب الامالى و كتاب اشتقاق اسماء القبائل و كتاب الملاحن و كتاب المقتبس و كتاب الوشاح و كتاب الخيل الكبير و كتاب الخيل الصغير و كتاب غريب القرآن و كتاب تقويم اللسان و كتاب الانواء و كتاب السلاح و غير اين‌ها و از نظم ابن دريد است در وصف نرجس :
عيون ما يلم بها الرقاد * و لا يمحو محاسنها السهاد إذا ما الليل صافحها استهلت * و تضحك حين ينحسر السواد لها حدق من الذهب المصفى * صياغة من يدين له العباد
هامش
( 1 ) - مقصوره به معناى كوتاه‌شده . و در اصطلاح علماى عروض شعرى است كه ساكن سببى كه در آخر جزو باشد بيندازند و متحرّك آن را ساكن گردانند تا جزو كوتاه شود و مفاعيلن ، مفياعيل شود به سكون لام ( المعجم فى معايير اشعار العجم : 307 ) .