ابن مبارك بن علىّ بن احمد درتايى در شمار محدّثان و متوفّى در حدود 530 بدان منسوب است .
درداء :
بر وزن صحراء زنى را گويند كه دندانهايش ريخته باشد و مرد را كه چنان باشد ادرد بر وزن احمد گويند و ابو الدرداء كنيت عامر بن زيد انصارى خزرجى است در شمار صحابه . ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة نوشت كه : « معاويه ابو الدرداء و ابو هريره را فرمان كرد كه پيش علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام بروند و با او دربارهء كشندگان عثمان سخن كنند و چنان كردند و گفتند ما فضيلت و تقدّم تو را انكار نكنيم و معاويه از تو كشندگان عثمان را طلبد و هرگاه كشندگان عثمان را به او سپرى و باز معاويه راه جنگ كردن با تو را سپرد ما با او بجنگيم و تو را كمك كنيم . على گفت : كشندگان عثمان را شناسيد ؟ گفتند : آرى ، گفت : آنان را بگيريد و سه تن را گرفتند محمّد بن ابى بكر و عمار بن ياسر و اشتر ، امّا با اين سه تن بيش از دههزار پيوستند و گفتند : ما همه كشندگان عثمانيم . ابو الدرداء و ابو هريره برگشتند بىآنكه كارى توانستند كرد .
درست :
با ضمّ اوّل و دوّم و سكون سوّم نام درست بن منصور واسطى است از محدّثان اماميّه و بايد دانست كه درست لفظ پارسى است برابر صحيح عربى و ضد آن در بدنها بيمارى است و در كارها ناقص و در كالاها معيوب و شكسته و در همهء موارد يك معنى بيشتر نيست و بعضى فرهنگنويسان پنداشتهاند كه آنهمه موارد ، معانى آن هستند .
و نيز بايد دانست كه درست از مواردى است كه تعريب در آن راه نيافته و با همان صورت فارسى در زبان عربى به كار رفته است .
درستويه :
با ضبط پيش با افزودن « ويه » كلمهء اعجاب به آخر آن و آن نام نياى ابو محمّد عبد اللّه ابن جعفر ابن درستويه بن مرزبان فارسى است معروف به ابن درستويه از اعاظم علماى عربيّت و شاگرد مبرّد و ثعلب و صاحب كتاب غريب الحديث و كتاب ادب الكاتب و كتاب معانى الشعر و كتاب الحىّ و الميّت و كتاب الارشاد و كتاب اخبار النحويين و كتاب جوامع العروض و كتاب التوسّط بين الاخفش و ثعلب و كتاب اسرار النحو ( ناتمام ) و شرح المقتضب ( ناتمام ) و شرح الفصيح و شرح الجرمى به نام كتاب الهدايه و غير اينها و متوفّى 347 .
ابن درستويه از مردم فساى فارس بود و در بغداد بزيست و هم در بغداد درگذشت و پدرش از اعيان محدّثان است . نيز بايد دانست كه ضبط ابن ماكولا كه درستويه را با فتح اوّل و دوّم ضبط كرده بيرون صواب است و ضبط سمعانى و سيوطى كه به صورت همان ضبط فارسى است درست است . آرى چون پشت سر هم افتادن چند ساكن در عربى سنگين است تاى درستويه را عربان به فتح خوانند .
درغمى :
منسوب است به درغم بر وزن جعفر از توابع سمرقند و صابر بن احمد درغمى سمرقندى در شمار واعظان و محدّثان و متوفّى 518 بدان منسوب است .
دركانى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به دركان از قراى جوشقان و خواجه جلال الدّين بن خواجه شهاب دركانى در شمار شعراى ستايشگر قزلارسلان بدان منسوب است . وى در نظم شعر سبك ظهير فاريابى را پسنديد و تربيت وى را پذيرفت و چندى در تبريز زيست و ازآنجا به خراسان رفت و به نجم الدّين كبرى ارادت ورزيد و از نظم اوست :