تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ز گرد شير شكارش هنوز تا كرمان * بسان پيرهن يوسف است خون‌آلود كمند زلف چو بر بام آسمان فكنى * ستاره را به زمين بوس خويش بازآرى مگر كه موكب سلطان گل رسيد از راه * كه ساكنان چمن را فزود رونق و جاه
دركجينى : منسوب است به دركجين معرّب درجزين و آن بلوكيست تابع همدان و آن را درگزين نيز گويند و ابا احمد شيرويه ابن شهردار بن قاسم بن احمد دركجينى « 1 » در شمار اديبان و قوام الدّين ابو القاسم بن حسن درجزينى وزير سلطان محمّد بن ملك‌شاه و در طبقهء اديبان و مقتول به فرمان طغرل ابن ملكشاه بدان منسوبند . گويند : قوام الدّين در جزينى بر كشتن و دربند كردن دلير بود و به فرمان او عين القضات همدانى را بر در مدرسه‌اى كه درس داد از حلق آويختند . و نيز فرزندش جلال الدّين بن قوام الدّين ابو القاسم درگزينى وزير سلطان محمّد بن محمود وزيرى فاضل و اديب بود امّا دانشش نتوانست راه درست را به او بنمايد لاجرم در دهش اسراف كرد و پشتش زير بار وامهاى گران ناتوان گرديد و وام‌خواهان در ديوان مزاحم اوقاتش شدند و هم در آن حال ابو النجيب شمس الدّين درگزينى دل امرا و اركان را به دهش خود نواخت و جلال الدّين چون اين بدانست اين قطعه را نوشت و نزد سلطان محمّد فرستاد :
خصمم ز بهر تربيت خويش و عزل من * بفريفت خلق را به زر و سيم بىكران خصمم اگر به سيم و زر خويش واثقست * من بنده واثقم به خداى و خدايگان
امّا هيچ فايدتى از آن نگرفت و معزول گرديد و شمس الدّين جاى او را گرفت و همچنان در گوشهء نامرادى بماند تا از جهان برفت .

دروازقى :

منسوب است به دروازق معرّب دروازه و آن قريه‌اى است در يك فرسنگى مرو و عيسى بن عبيد كندى دروازقى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

درود :

بر وزن سرور بنا بر ضبط سيوطى لقب عبد اللّه بن سليمان بن منذر بن عبد اللّه بن سالم اندلسى قرطبى است در طبقهء نحويان و شارح كتاب كسائى و متوفّى 325 . درود كور بود و هم بر نظم شعر توانا و در ستايش كورى گفته است :
تقول من للعمى بالحسن قلت لها * كفى عن اللّه فى تصديقه الخبر القلب يدرك ما لا عين يدركه * و الحسن ما استحسنته النفس لا البصر و ما العيون التى تعمى إذا نظرت * بل القلوب التى يعمى بها النظر
نگارنده گويد : « درود لفظ عربى نيست بلكه معرّب است و سيوطى گفته كه گاهى نيز درود را مصغّر كنند و دريود گويند » .

دروقى :

با فتح اوّل و دوّم و سكون واو ، منسوب است به دروقه از قراى اندلس و ابو زكريّا
هامش
( 1 ) - در معجم البلدان : 2 / 451 چنين آمده است : « دركجين . . . نسب إليها شيرويه ابن شهردار قاسم بن أحمد بن القاسم بن محمّد بن إسحاق الدركجينى ، ابا احمد الاديب . . . » .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 273 | سيد على اكبر برقعى قمى