تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

دجاجى :

با سه حركت دال بىنقطه منسوب است به دجاج به معنى ماكيان و دجاجه به معنى تك‌دانهء آن و دجاجى كسى را گويند كه مرغان خانگى فروشد و آن لقب معمّر بن يحيى بن بسام كوفى است در شمار محدّثان خاصّه و نيز لقب بعضى از محدّثان عامّه است .

دجاكنى :

با ضمّ اوّل منسوب است به قريهء دجاكن از قراى نسف و اسماعيل بن يعقوب دجاكنى نسفى در طبقهء مقرئان و متوفّى 482 بدان منسوب است .

دجانه :

با ضمّ اوّل و تخفيف جيم بنا بر ضبط فيروزآبادى در قاموس . و ابو دجانه كنيت سماك بن خرشهء خزرجى صحابى است از دليران صحابه و از دليريهاى او در جنگ حكايتها كنند و در جنگ مسلمين با مسيلمه سال 11 هجرى كشته گرديد .

دجيلى :

منسوب است به دجيل بر وزن زبير مصغّر دجله و آن نام نهرى است كه از دجله جدا كرده‌اند و بخشى را ميان سامرّا و بغداد مشروب كند و جمعى از محدّثان و ورّاقان بدان منسوبند .

دحمان :

بر وزن رحمان لقب عبد الرحمن بن احمد بن نهيك سمرى است در شمار محدّثان اماميّه و نيز نام دحمان بن عبد الرحمن بن قاسم بن دحمان ابن عثمان انصارى مالقى است در شمار نحويان و مقرئان . و بايد دانست كه بعضى لقب عبد الرحمن را دحان بر وزن دخان ضبط كرده‌اند امّا درست همان دحمان است . « 1 »

دحيه :

بر وزن سركه به معنى سردار سپاه نام دحية ابن خليفهء كلبى صحابى است .

دخفندى :

منسوب است به دخفند بر وزن دربند و آن قريه‌اى است در بخارا و ابو ابراهيم عبد اللّه دخفندى در شمار محدّثان و متوفّى 273 بدان منسوب است .

دخميسى :

منسوب است به قريه و دخميس بر وزن درويش از قراى مصر و ابو العبّاس احمد ابن ابى الفضل بن ابى المجد بن ابى المعالى بن وهب دخميسى وزير محمّد بن ملك مظفّر و متوفّى 617 بدان منسوب است .

دخين :

بر وزن زبير مصغّر دخن به معنى ارزن و گاورس نام دخين بن عامر است در شمار تابعان .

دده :

بر وزن دهه تركى است به معنى پدربزرگ . نيز به معنى كنيزى كه فرزند بزرگ كند و آن لقب ابو المكارم محمّد بن مصطفى بن حبيب ارض رومى است در شمار فقيهان حنفى و قاضى قسطنطنيّه و صاحب كتاب السياسة و الاحكام و رساله‌اى در فقه و رساله‌اى در مولد نبى صلى اللّه عليه و آله و ديوان شعر به فارسى و تركى و متوفّى 1146 .

درّ :

با ضمّ اوّل و تشديد دوّم به معنى مرواريد از اعلام مردان است و درّه با تاى تأنيث از اعلام زنان و ابو الدر كنيت ياقوت بن عبد اللّه رومى است در طبقهء اديبان و شاعران و از دانشجويان مدرسهء نظاميّه بغداد امّا شعرش بر ديگر فنون ادبش چربد و ديوان شعرى بپرداخت و از نظم اوست :
لك منزل فى القلب ليس يحله * الا هواك و عن سواك اجله يا من إذا جليت محاسن وجهه * علم العذول بان ظلما عذله
هامش
( 1 ) - و نيز عبد الرحمن بن عمرو ملقّب به دحمان الاشقر از موالى ليث بن عبد مناة از خنياگران و مغنّيان مشهور عهد مهدى و هادى خلفاى عبّاسى است ، مردى نيكوصلاح و بسيار نماز بود . از گفته‌هاى اوست : « از خنياگرى باطلى شبيه‌تر به حقّ نديدم » . ( لغتنامه / دهخدا : 23 / 278 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 270 | سيد على اكبر برقعى قمى