دجاجى :
با سه حركت دال بىنقطه منسوب است به دجاج به معنى ماكيان و دجاجه به معنى تكدانهء آن و دجاجى كسى را گويند كه مرغان خانگى فروشد و آن لقب معمّر بن يحيى بن بسام كوفى است در شمار محدّثان خاصّه و نيز لقب بعضى از محدّثان عامّه است .
دجاكنى :
با ضمّ اوّل منسوب است به قريهء دجاكن از قراى نسف و اسماعيل بن يعقوب دجاكنى نسفى در طبقهء مقرئان و متوفّى 482 بدان منسوب است .
دجانه :
با ضمّ اوّل و تخفيف جيم بنا بر ضبط فيروزآبادى در قاموس . و ابو دجانه كنيت سماك بن خرشهء خزرجى صحابى است از دليران صحابه و از دليريهاى او در جنگ حكايتها كنند و در جنگ مسلمين با مسيلمه سال 11 هجرى كشته گرديد .
دجيلى :
منسوب است به دجيل بر وزن زبير مصغّر دجله و آن نام نهرى است كه از دجله جدا كردهاند و بخشى را ميان سامرّا و بغداد مشروب كند و جمعى از محدّثان و ورّاقان بدان منسوبند .
دحمان :
بر وزن رحمان لقب عبد الرحمن بن احمد بن نهيك سمرى است در شمار محدّثان اماميّه و نيز نام دحمان بن عبد الرحمن بن قاسم بن دحمان ابن عثمان انصارى مالقى است در شمار نحويان و مقرئان . و بايد دانست كه بعضى لقب عبد الرحمن را دحان بر وزن دخان ضبط كردهاند امّا درست همان دحمان است . « 1 »
دحيه :
بر وزن سركه به معنى سردار سپاه نام دحية ابن خليفهء كلبى صحابى است .
دخفندى :
منسوب است به دخفند بر وزن دربند و آن قريهاى است در بخارا و ابو ابراهيم عبد اللّه دخفندى در شمار محدّثان و متوفّى 273 بدان منسوب است .
دخميسى :
منسوب است به قريه و دخميس بر وزن درويش از قراى مصر و ابو العبّاس احمد ابن ابى الفضل بن ابى المجد بن ابى المعالى بن وهب دخميسى وزير محمّد بن ملك مظفّر و متوفّى 617 بدان منسوب است .
دخين :
بر وزن زبير مصغّر دخن به معنى ارزن و گاورس نام دخين بن عامر است در شمار تابعان .
دده :
بر وزن دهه تركى است به معنى پدربزرگ .
نيز به معنى كنيزى كه فرزند بزرگ كند و آن لقب ابو المكارم محمّد بن مصطفى بن حبيب ارض رومى است در شمار فقيهان حنفى و قاضى قسطنطنيّه و صاحب كتاب السياسة و الاحكام و رسالهاى در فقه و رسالهاى در مولد نبى صلى اللّه عليه و آله و ديوان شعر به فارسى و تركى و متوفّى 1146 .
درّ :
با ضمّ اوّل و تشديد دوّم به معنى مرواريد از اعلام مردان است و درّه با تاى تأنيث از اعلام زنان و ابو الدر كنيت ياقوت بن عبد اللّه رومى است در طبقهء اديبان و شاعران و از دانشجويان مدرسهء نظاميّه بغداد امّا شعرش بر ديگر فنون ادبش چربد و ديوان شعرى بپرداخت و از نظم اوست :
لك منزل فى القلب ليس يحله * الا هواك و عن سواك اجله
يا من إذا جليت محاسن وجهه * علم العذول بان ظلما عذله
هامش
( 1 ) - و نيز عبد الرحمن بن عمرو ملقّب به دحمان الاشقر از موالى ليث بن عبد مناة از خنياگران و مغنّيان مشهور عهد مهدى و هادى خلفاى عبّاسى است ، مردى نيكوصلاح و بسيار نماز بود . از گفتههاى اوست : « از خنياگرى باطلى شبيهتر به حقّ نديدم » . ( لغتنامه / دهخدا : 23 / 278 ) .