تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

داماد :

لقب مير محمّد باقر بن شمس الدّين محمّد حسينى است معروف به ميرداماد و آن لقب پدر اوست كه داماد محقّق ثانى شيخ علىّ بن عبد العالى كركى بود و بر فرزند ماند . وى در طبقهء اعاظم علماى بارعين و حكماى محقّقين است و صاحب كتاب القبسات و كتاب الصراط المستقيم و كتاب الرواشح السماويّه و كتاب الحبل المتين و كتاب السبع الشداد و كتاب خلسة الملوك و كتاب نبراس الضياء و غير اين‌ها و ديوان شعر و از اوست :
چشمى دارم چو روى شيرين همه آب * بختى دارم چو چشم خسرو همه خواب جسمى دارم چو جان مجنون همه درد * جانى دارم چو زلف ليلى همه تاب
* * *
نتوان ز غم تو دل به تدبير بريد * كودك نتوان به مهد از شير بريد بر من نتوان بست به زنجير دلت * و ز تو نتوان دلم به شمشير بريد
و اشراق تخلّص كرد و در سال 1040 در نجف از جهان رفت .

دامانى :

منسوب است به دامان بر وزن شاهان و آن از قراى رافقه است در بحرين و سيب آن در سرخى ضرب المثل است و احمد بن فهر بن بشير دامانى در شمار محدّثان به آن منسوب است .

دانى :

منسوب است به دانيه از شهرهاى اندلس و از اين شهر است ابو عمرو عثمان بن سعيد بن عثمان دانى در طبقهء اوّل از مقرئان و طبقهء دوّم از محدّثان و صاحب كتاب طبقات القراء و كتاب جامع البيان فيما رواه فى القراءات و كتاب المحكم فى النقط و كتاب المحتوى فى القراءات الشواذ و كتاب المقنع و كتاب التيسير و كتاب الفتن و الملاحم و كتاب التحديد فى الاتقان و التجويد و كتاب الارجوزة فى اصول السنه و غير اين‌ها . ابو عمرو خود گفت هرآنچه از دانش ديدم نوشتم و هرآنچه نوشتم به خاطر سپردم و هرآنچه به خاطر سپردم از خاطرم نرفت و در سال 444 درگذشت . و نيز از آن شهر است ابو عبد اللّه محمّد بن طاهر بن علىّ بن عيسى دانى اندلسى در شمار نحويان و صاحب كتاب التحصيل و كتاب عين الذهب من معدن جوهر الأدب فى علم مجازات العرب . وى سخت به وسواس ( انديشهء بد ) دچار بود بخصوص در گرفتن وضو تا جايى كه روزها بر او گذشت و نماز نخواند ازآن‌روى كه وضويى كه خواست گرفتن نتوانست و در سال 619 در بغداد درگذشت .

داوردانى :

منسوب است به داوردان بر وزن مادر جان و آن نام ناحيتى است نزديك واسط و ابو العبّاس احمد بن محمّد بن علىّ بن حسين طائى داوردانى از علماى مرتاضين و در شمار مقرئان و صالحان و متوفّى 455 بدان منسوب است .

داهرى :

با كسر سوّم منسوب است به داهريّه و آن قريه‌اى است در سه فرسنگى بغداد كنار نهر عيسى و عبد اللّه بن احمد بن بكران داهرى در طبقهء مقرئان و معروف به ابن بنت الشيخ و متوفّى 575 بدان منسوب است .

دايه :

بر وزن سايه به معنى قابله ( زايشگر ) . نيز پرستار طفل . نيز زن شيرده و آن لقب نجم الدّين ابو بكر عبد اللّه بن محمّد اسدى رازى است مشهور به « دايه » از اعلام صوفيان و افاضل نويسندگان و صاحب كتاب
هامش
روى آن مىنهادند مانند فرّخ كه فررخ مىنوشتند ( دستور زبان فارسى - سيّد محمّد باقر برقعى : 4 و 5 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 267 | سيد على اكبر برقعى قمى