عطّار ، گروه ملخ و خيطال در كتب لغت مضبوط نيست و يا من آن را نيافتم .
خيط باطل :
با فتح و سكون طا به معنى ذرّات هوا كه از روزن نمودار گردند و آن لقب مروان بن حكم بن ابى العاص است كه پس از معاوية بن يزيد ابن معاويه به خلافت رسيد و خلافت در دودمان او بماند و در سال 45 درگذشت و او را خيط باطل ازاينروى گفتند كه درازاندام و بىقرار بود و بسيار جنبان ، و شاعر گفته است :
لحى اللّه قوما ملكوا خيط باطل * على الناس يعطى من يشاء و يمنع
خيل : بر وزن سيل به معنى گروه اسبان . نيز به معنى سوارگان در برابر پيادگان و آن لقب زيد بن مهلهل طائى است كه او را زيد الخيل گفتند ازاينرو كه دلير بود و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله او را زيد الخير نام داد .
خيلامى :
با فتح و سكون منسوب است به خيلام از قراى فرغانه و حمزة بن علىّ بن محسن خيلامى در شمار فقيهان و متوفّى 523 بدان منسوب است .
خينى :
با كسر و سكون منسوب است به خين از قراى طوس و ابو الفضل مظفّر بن منصور خينى در طبقهء اديبان و شاعران بدان منسوب است .
خيوانى :
با فتح و سكون منسوب است به خيوان از قراى يمن و ابو زيد عمّارة بن زيد خيوانى همدانى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
خيوقى :
با كسر اوّل و سكون دوّم منسوب است به خيوق معرّب خيوه از شهرهاى خوارزم و از مشاهير اين شهر نجم الدّين احمد بن عمر خيوقى خوارزمى است از اعاظم مشايخ طريقت و در كبرى بيايد .