تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠

خيار :

با كسر اوّل بر وزن كنار به معنى گزيدن و از همين معنى اختيار را گرفته‌اند و آن را در نيروى كار به كار برده‌اند و مقصود نيروى گزيدن است خواه خوب را گزيند و اين را حسن اختيار گويند و خواه بد را و اين را سوء اختيار خوانند و آن نام خيار بن اوفى نهدى است در طبقهء شاعران اسلامى و از اوست در نكوهش شراب :
أ نهد بن زيد ليس فى الخمر رفعة « 1 » * فلا تقربوها إنّني غير فاعل فانى وجدت الخمر شيئا و لم يزل * اخو الخمر حلالا شرار المنازل فكم قد رأينا من فتى ذى جهالة * صحا بعد ازمان و طول تجاهل و من سيد قد قنعته مذلة * فعاش ذليلا ضحكة فى المحافل فلله اقوام تمادوا بشربها * فاضحوا و هم احدوثة فى القوافل
و در زمان خلافت يزيد بن معاويه درگذشت .

خيّاط :

با فتح و تشديد به معنى دوختگر و ابن خيّاط كنيت مشهور ابو عبد اللّه احمد بن محمّد بن علىّ دمشقى است در طبقهء كاتبان و شاعران و از اوست :
و بالجزع حى كلّما عن ذكرهم * امات الهوى منى فؤادا و احياه تمنيتهم بالرقمتين و دارهم * بوادى الغضا يا بعد ما اتمناه
ابن خيّاط شهرها بگرديد و سروران را مديحت گفت و در حلب حالى كه تهيدست و پريشان‌حال بود درآمد و به ابن حيوس شاعر مشهور حلب اين دو بيت نوشت :
لم يبق لى شىء يباع بدرهم * يكفيك منى منظرى عن مخبرى الا بقايا ماء وجه صنته * عن ان يباع و قد وجدتك مشترى
ابن حيوس گفت اگر گفته بود : « عن ان يباع و انت نعم المشترى » نيكوتر بود و ابن خيّاط در دمشق سال 517 درگذشت . « 2 »

خيّام :

با فتح و تشديد به معنى خيمه‌نشين و خيمه هر جايگهى است كه از غير آجر و سنگ و خشت سازند خواه از چوب باشد و خواه از پارچه و كسانى كه از لغت‌نويسان خيّام را به معنى خيمه‌دوز معنى كرده‌اند خطا رفته‌اند و سازنده و فروشندهء آن را خيمى گويند و خيّام لقب ابو الفتح عمر بن ابراهيم نيشابورى است در طبقهء مشاهير فيلسوفان و رياضىدانان و منجّمان و صاحب تصانيف مانند كتابى در جبر و مقابله و رساله‌اى در شرح مشكلات اقليدس و رساله‌اى در طبيعيّات و رساله‌اى در كلّيّات وجود و رساله‌اى در تعيين مقدار طلا و نقره در جسم مركب و رساله‌اى در كون و تكليف و رسالهء لوازم الامكنة و رساله‌اى در زيج ملكشاهى و غير اين‌ها و چنانچه ديده مىشود مصنّفات خيّام نسبت به مقام فضل
هامش
( 1 ) - نهد بن زيد پدر تيره نهديان است و مقصود تيرهء نهدى است به حذف مضاف ، اى ابنى نهد بن زيد يعنى اى نهد بن زيدزادگان ( مؤلّف ) . ( 2 ) - و نيز يحيى بن غالب خيّاط مكنّى به ابو على كه بعضى او را اسماعيل بن محمّد گفته‌اند يكى از افاضل منجّمان بود . و از اوست : كتاب المدخل و كتاب المعانى و كتاب المواليد و كتاب تحويل سنى المواليد و كتاب قضيب الذهب و كتاب تحاويل سنى العالم و كتاب النكت ( الفهرست / ابن نديم : 335 ) .