خيبرى :
با فتح و سكون بر وزن حيدرى به معنى مار سياه نام خيبرى بن نعمان طائى صحابى است . نيز نام خيبرى بن علىّ بن طحّان كوفى از محدّثان خاصّه .
خيران :
بر وزن حيران از اعلام است و نام خيران بن خادم قراطيسى از محدّثان اماميّه و ابن خيران كنيت مشهور ولى الدوله ابو محمّد احمد بن علىّ بن خيران مصرى است در شمار اديبان و شاعران و در روزگارشناسى خود گفته است :
عشق الزمان بنوه جهلا منهم * و علمت سوء صنيعه فشنئته
نظروه نظرة جاهلين فغرهم * و نظرته نظر الخبير فخفته
و لقد اتانى طائعا فعصيته * و اباحنى احلى جناه فعفته
و در وصف تشيّع خود گفته است :
انا شيعى لآل المصطفى * غير انى لا ارى سب السلف
اقصد الاجماع فى الدّين و من * قصد الاجماع لم يخش التلف
لى بنفسى شغل عن كل من * للهوى قرظ قوما او قذف
ابن خيران كاتب ديوان انشاى مصر بود و در سال 431 درگذشت . و نيز ابن خيران كنيت حسين بن صالح بن خيران است در طبقهء فقيهان شافعى و متوفّى 320 . گويند : « منصب قضا به وى دادند نپذيرفت و گفت : خواستم مردم بدانند كه در اين زمان كسى هست كه از پذيرفتن منصب قضا سرباززند » .
خيرانى :
با ضبط پيش منسوب است به خيران از قراى قدس فلسطين و احمد بن عبد الباقى بن حسن ربعى خيرانى در شمار محدّثان بدان منسوب است . و نيز منسوب است به خيران بن نوف بن همدان پدر تيرهاى از قبيلهء همدان و عبد خير بن يزيد خيرانى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام به دو منسوب است . « 1 »
خير :
بر وزن دير به معنى خوبى از اعلام مردان است و ابن ابى الخير كنيت خواجه رشيد الدّين فضل اللّه است و در خواجه گذشت و نيز كنيت پدر شهمردان بن ابى الخير از مردم رى و معاصر حكيم عمر خيّام و از اعيان منجّمان قرن پنجم و صاحب كتاب روضة المنجّمين و نزهتنامهء علائى . شهمردان گذشته از تدرّبى كه در علم نجوم داشت دبير و كاتب نيز بود و بيشتر در گرگان و استرآباد زيست و سال وفاتش به نظر نرسيد و خيرة با زيادتى تا در آخر آن از اعلام زنان است و نام خيره دختر عبد الرحمن در طبقهء محدّثات و ابو خيره كنيت نهشل بن زيد است از اعراب باديهنشين كه شهرنشين گرديد و در حيره زيست و به فصاحت و لغتشناسى موصوف بود و از اوست : كتاب الحشرات .
خيرون :
با زيادتى واو و نون در آخر آن نيز از اعلام است .
خيطال :
بر وزن بيطار لقب ابو عبد اللّه علىّ ابن محمّد بن سيّد بطليوسى است در طبقهء نحويان و لغويان و متوفّى 488 و خيطل بر وزن حيدر در چند معنى به كار رفته است : گربه ، سگ داهيه ،
هامش
( 1 ) - و نيز عبد القادر بن عبد الكريم خيرانى شفشاونى صاحب كتاب سعد الشموس و الاقمار و زبدة شريعة المختار كه در سال 1310 قمرى چاپ شده است ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 429 - با اندكى اختلاف ) .