تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
. . . وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ . . .
. « 1 » نيز نام خوله دختر جعفر بن قيس حنفى است همسر امام علىّ بن ابى طالب [ عليهما السّلام ] و مادر محمّد حنفيّه و محمّد را به همان مناسبت ابن خوله گفتند . « 2 »

خولىّ :

با فتح و سكون و كسر لام و در آخر ياى مشدّد آن‌كس كه مال را خوب نگاه دارد و نيكو آن را به كار اندازد از اعلام است و نام خولىّ ابن اوس انصارى صحابى و نام خولىّ بن يزيد اصبحى حامل سر امام حسين عليه السّلام به كوفه و با ضمّ و سكون چنانچه بر سر زبانهاست غلط است .

خونجى :

با ضمّ و سكون منسوب است به خونج بر وزن كوسج و آن نام قريه‌اى است در آذربايجان و افضل الدّين ابو عبد اللّه محمّد بن ناماوار « 3 » خونجى در طبقهء طبيبان و فيلسوفان و فقيهان و صاحب كتاب كشف الاسرار در منطق و كتاب الجمل نيز در منطق و كتابى در ادوار حميّات و شرح مقالهء نبض ابن سينا و كتابى در حدود و رسوم و متوفّى 664 بدان منسوب است . خونجى در قاهرهء مصر زيست و در پايان عمر منصب قضا يافت و عزّ الدّين محمّد بن حسن اربلى قصيدتى در مرثيت او گفت و اين بيت از آن است :
قضى افضل الدنيا فلم يبق فاضل * و ماتت بموت الخونجى الفضائل
خوّى : با ضمّ و تشديد واو مكسور منسوب است به خوى از شهرهاى آذربايجان غربى و قياس آن در نسبت خوّىّ با ياى مشدّد است و اكنون به غلط خوئى گويند و همين پيچ‌وخم نسبت مرا بر آن داشت كه آن را در ضبط آرم با آنكه بيشتر فارسىزبانان آن شهر را شناسند و از اين شهر است ابو القاسم ناصر بن احمد بن بكر خوّى در طبقهء اديبان و نحويان و شارح كتاب اللمع ابن جنّى و متوفّى 507 و از نظم اوست :
نصير ترابا كان لم نكن * وعاة العلوم رعاة الامم فتبا لعيش فصير الدوام * و وجدان حظ قريب العدم
نيز ابو يعقوب يوسف بن طاهر بن يوسف خوّىّ در شمار فقيهان و اديبان و صاحب كتاب تنزيه القرآن الشريف عن وصمة اللحن و التحريف و مقتول 549 .

خويلد :

با ضمّ و فتح مصغّر خالد به معنى جاويدانك از اعلام است و نام چند تن از شاعران از جمله : خويلد بن مطحل هذلى سرور قبيلهء هذيل « 4 » و در شمار شاعران و از اوست :
لعمرك لليأس غير المريث * خير من الطمع الكاذب و للريث تحفزه بالنجا * ح خير من العجل الخائب يرى الشاهد الحاضر المط * مئن ما لا يرى الغائب
هامش
( 1 ) - « و هرگاه زن باايمانى خود را به پيامبر ببخشد ( و مهرى براى خود نخواهد ) چنانچه پيامبر بخواهد مىتواند او را به همسرى برگزيند امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان » . ( احزاب : 50 ) . ( 2 ) - و نيز خوله دختر منظر بن ريّان فزارى زوجهء حسن بن على عليهما السّلام و مادر حسن بن حسن بن على عليهما السّلام ( لغتنامه / دهخدا : 22 / 929 ) . ( 3 ) - ناماوار معرّب نامور است به معنى صاحب نام ( مؤلّف ) . ( 4 ) - و نيز خويلد بن نفيل پدر خديجه ، زن اوّل پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله بود ( لغتنامه / دهخدا : 22 / 964 ) .