خمقرى :
با ضمّ و سكون منسوب است به خمقرى مخفّف خمس قرى ( پنج ديه ) و آن نام پنج ديهى است در خراسان و ابو المحاسن عبد اللّه بن سعيد بن محمّد خمقرى در طبقهء مشاهير فضلا و متوفّى 545 بدان منسوب است .
خميثنى :
با ضمّ اوّل و كسر دوّم و سكون سوّم و فتح ثاى ثخذ منسوب است به خميثن از قراى سمرقند و ابو يعقوب يوسف بن حيدر خميثنى سمرقندى در طبقهء فقيهان بدان منسوب است .
خمير :
بر وزن زبير مصغّر خمر نام خمير بن زياد است در شمار محدّثان .
خميس :
بر وزن امير لشكرى را گويند كه از پنج گروه فراهم گردد : مقدّمه ، قلب ، ميمنه ، ميسره ، ساقه و از اعلام است و ابن خميس كنيت مشهور ابو عبد اللّه حسين بن نصر بن محمّد بن حسين كعبى موصلى جهنى است در طبقهء فقيهان شافعى و از شاگردان ابو حامد غزّالى و صاحب كتاب مناقب الابرار و كتاب اخبار المنامات و غير اينها و متوفّى 553 و خميس نام نياى پنجمين اوست . « 1 »
خميسى :
با ضبط پيش منسوب است به خميس و آن نام نياى ابو اسحاق خازم بن حسين خميسى است در شمار محدّثان اماميّه .
خناجنى :
با ضمّ اوّل و كسر جيم منسوب است به خناجن از قراى يمن و ابو عبد اللّه محمّد ابن احمد بن عبد اللّه خناجنى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
خناصرى :
با ضمّ اوّل و كسر صاد بىنقطه منسوب است به قريهء خناصر از قراى حلب و متنبّى آن را در شعر خود آورده و گفته است :
احب حمصا الى خناصره * و كلّ نفس تحبّ محياها
و ابو يزيد بن خالد بن محمّد بن هانى خناصرى در طبقهء محدّثان بدان منسوب است .
خنافر :
با ضمّ اوّل و كسر فا بر وزن مشاور نام خنافر بن عوام حميرى است در شمار كاهنان عرب از قبيلهء حمير كه به شرف صحبت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله رسيد و دين اسلام پذيرفت .
خنبونى :
با فتح و سكون منسوب است به خنبون بر وزن كمخون از قراى بخارا و ابو القاسم و اصل بن حمزة بن علىّ بن نصر خنبونى در شمار محدّثان كه در طلب حديث سفرها كرد و شهرها بگرديد و مشايخ حديث بدان منسوب است .
خندف :
با كسر اوّل و سوّم و سكون نون لقب ليلى دختر حلوان بن عمران زن إلياس بن مضرّ ابن نزار است و يزيد در شعرش پيوند خود را به او خواسته جايى كه گفته است :
لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل
و خندف قسمى از تند رفتن است .
خندقى :
منسوب است به خندق بر وزن جعفر و آن نام محلّتى است در جرجان و ابو تميم كامل
هامش
( 1 ) - و نيز خميس بن علىّ بن احمد حوزى مكنّى به ابو الكرم واسطى ، در شمار نحويان و اديبان و شاعران و محدّثان بود . متولّد 447 و متوفّى 510 و از اوست :من كان يرجو ان يرى * من ساقط امرا سنيا
فلقد رجا ان يجتنى * من عوسج رطبا جنيا( معجم الأدباء : 11 / 81 - 83 ) .