مجسطى را به نام او پرداخت لكن در پايان ، روزگارش برگشت و به قتل رسيد .
خوارى :
منسوب است به خوار بر وزن يار و آن نام بلوكيست از توابع تهران شامل هفتاد قريه كه مجموع آنها را خوار گويند و ابو يحيى زكريّا ابن مسعود خوارى در شمار محدّثان بدان منسوب است . نيز خوار بنا به گفتهء ياقوت قريهاى است از قراى بيهق نيشابور و ابو محمّد عبد الجبّار بن محمّد بن احمد خوارى بيهقى از ائمّهء حديث و متوفّى 536 و تاج الدّين محمود بن ابى المعالى خوارى نيشابورى در شمار اديبان و لغويان و فاضلان و صاحب كتاب ضالة الأديب فى الجمع بين الصحاح و التهذيب و تا حدود سال 580 زنده بود بدان منسوبند .
خوارزمى :
منسوب است به خوارزم و آن نام بخشى است وسيع ميان رود جيحون و كرانهء شرقى درياى خزر و همان نام را به شهرى كه در آن واقع است دادهاند و خوارزمشاهيان كه از سال 470 تا سال 628 سلطنت كردهاند شاهان همان سرزميناند و جمعى از اعلام نيز ازآنجا برخاستهاند ، از جمله :
موفّق الدّين احمد خوارزمى كه در اخطب گذشت .
و از جمله : ابو بكر محمّد بن عبّاسى خوارزمى كه در طبرخزى بيايد . و از جمله : صدر الافاضل ابو محمّد قاسم بن حسين بن محمّد خوارزمى در شمار اديبان و فاضلان و شاعران و فقيهان و صاحب كتاب المجمرة و كتاب السبيكة و كتاب التجمير هر سه در شرح مفصل و كتاب التوضيح در شرح مقامات و كتاب شرح سقط الزند و كتاب لهجة الشرع در شرح الفاظ فقه و كتاب شرح النموذج و كتاب خلوة الرياحين در محاضرات و كتاب عجائب النحو و كتاب عجالة السفر در شعر و كتاب بدائع الملح و كتاب شرح اليمينى للعتبى و از اوست :
من كان يفخر بالبنيان و الشرف « 1 » * فليس فخرى به غير المجد و الشرف
ما قيمة الدار لو لا فضل ساكنها * و اى بدون الدر للصدف
ان كان يعجبنى خشب مسندة * فلست اكرم نجل من بنى خلف
صدر الافاضل در سال 555 از مادر زاد و سال وفاتش به نظر نرسيد .
خوّاص :
با فتح و تشديد به معنى زنبيلباف .
نيز به معنى برگ خرمافروش است چه خوص به معنى برگ درخت خرماست كه از آن بوريا و زنبيل و بادزن و چيزهاى ديگر بافند و آن لقب ابو اسحاق ابراهيم بن احمد بن اسماعيل است از اعلام صوفيّه و متوفّى 291 .
خوافى :
منسوب است به خواف از بلوك نيشابور و مركز آن نيز خواف نام دارد و از اين قريه است ابو المظفّر احمد بن محمّد بن مظفّر خوافى در طبقهء فقيهان شافعى و همدرس ابو حامد غزّالى و مشهور به حسن مناظره و متوفّى 500 در طوس .
گويند : « غزّالى بهرهء دانشجويى را از تصانيف و تأليفاتى كه پرداخت برد و ابو المظفّر در حسن مناظره » . نيز ابو منصور عبد اللّه بن سعيد بن مهدى خوافى در طبقهء اديبان و حاسبان و شاعران و كاتبان
هامش
( 1 ) - شرف : با ضمّ اوّل و فتح دوّم جمع شرفه به معنى كنگره است و با شرف به معنى بزرگى و بلندمقامى جناسى نيكو دارد ( مؤلّف ) .