تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
هر سه ضبط پايهء درستى ندارد و اساس آنها پندارست خصوص ضبط اوّل كه حكايتى از خود ضبط ساخته‌اند و ضبط را بدان حكايت آراسته‌اند و نظير اين ضبطهاى پندارى در مورد نام شهرها و ديها و كشورها و پاره‌اى از اعلام مردان و زنان بسيار ديده شود و آنچه به نظر درست آيد اين است كه خلّكان معرّب است و ريشهء آن فارسى است امّا ريشهء آن معلوم نيست و در صورتى كه ريشهء تعريب در دست نباشد دشوار است كه اصل آن را تعيين كرد و دور نيست كه از دو كلمهء فارسى و عربى مركّب باشد مانند عبدكان و در بختكان گذشت كه در زبان فارسى ، لفظى كه به هاى غير ملفوظ مختوم باشد در جمع به گاف بدل شود و اين كار را با الفاظ عرب نيز كرده‌اند مانند : عبدگان و قحبگان و سفلگان و هرگاه نگوييم كه اين تركيب غلط است ناچاريم آنها را نوعى از تفريس بشمريم و قياس در جمع فارسى الفاظ مختوم به هاى ملفوظ حفظ كلمه است و افزودن الف و نون به آخر آن اگر از جانداران باشد مانند : روبهان در جمع روبه مخفّف روباه و مانند بهان در جمع « به » به معنى خوب و مانند كهان در جمع « كه » به معنى خرد و مهان در جمع « مه » به معنى بزرگ و در جمع قحبگان و سفلگان ، قحبهان و سفلهان . بارى تا ريشهء خلّكان در فارسى دانسته نگردد نتوان اصل آن را نشان داد و ضبط مشهور آن در عربى همان ضبط اوّل است . و خلّكان نام نياى چهارم شمس الدّين ابو العبّاس احمد بن محمّد بن ابراهيم بن ابى بكر ابن خلّكان است از دودمان برامكه و از نژاد فارسيان و متولّد در اربل سال 608 و در طبقهء اديبان و مورّخان و صاحب تاريخ مشهور وفيات الأعيان فى ابناء الزمان شامل 864 ترجمه . و صلاح الدّين صفدى شارح لاميّة العجم ذيلى بر آن نوشت و آن را الوافى بالوفيات ناميد و شيخ تغرّى بن برزى در تتميم آن كتابى نوشت به نام المنهل الصافى و الوافى بالوافى ابن خلّكان در اصول عقايد پيرو اشاعره بود و در فروع پيرو شافعى و در مصر بزيست و منصب قضا داشت و در سال 681 درگذشت .

خلمى :

با ضمّ و سكون منسوب است به خلم از قراى بلخ و ابو عمرو عثمان بن محمّد بن احمد خلمى در شمار فقيهان و خطيبان بدان منسوب است .

خلنجى :

با فتح اوّل و دوّم منسوب است به خلنج معرّب خدنگ و آن نام درختى است سخت كه از چوب آن تير و نيزه و ظرفها سازند و تير خدنگ تيرى است كه از چوب آن تراشند و سازند و خلنجى كسى را گويند كه سازندهء چنان ابزار از چوب خلنج باشد و يا فروشندهء آنها و آن لقب احمد بن عبدوس خلنجى است در شمار محدّثان و صاحب كتاب نوادر .

خليد :

بر وزن زبير مصغّر خلد از اعلام است و نام ابو الربيع خليد بن اوفى شامى در شمار محدّثان خاصّه و نام خليد عنين در طبقهء شعرا و در عنين بيايد . و خليدى منسوب است به خليد نياى عيسى بن حماد خليدى كوفى از محدّثان اماميّه .

خليع :

بر وزن امير آن‌كس كه پردهء شرمگينى به درد و آن لقب ابو على حسين بن ضحّاك بن ياسر بصرى است در طبقهء اوّل از شعراى دولت عبّاسى و معاصر با ابو نواس و در ريشه از مردم خراسان
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 250 | سيد على اكبر برقعى قمى