تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
گرديد و يا براى انجام تأليف جاويد خود ناچار از كار كنار گرفتن بود و مشهورترين آثارش را كه همان كتاب تاريخ العبر است نوشت . و نيز كتابى به نام تاريخ البربر در تاريخ بربريان . نيز مقدّمهء مشهور خود را شامل كلّيّه علوم متداول آن روزى بپرداخت و در سال 808 در قاهره درگذشت .

خلدى :

با ضمّ و سكون منسوب است به خلد نام محلّتى در بغداد كه قصر خلد از بناهاى منصور عبّاسى در آن محلّت بوده است و ابو الخواص جعفر بن محمّد بن نصير خلدى از مشايخ صوفيّه و متوفّى 348 بدان منسوب است .

خلعى :

با كسر اوّل و فتح دوّم منسوب است به خلع جمع خلعت به معنى جامه‌اى كه به ديگرى بخشند و يا خصوص جامهء دوخته و خلعى كسى باشد كه خلعت فروشد و آن لقب ابو الحسن علىّ ابن حسن بن حسين قاضى موصلى است معروف به خلعى ازآن‌روى كه در مصر به ملوك خلعت فروخت . در طبقهء محدّثان و شاعران و پيرو مذهب شافعى و حافظ احاديث بسيار و ابو نصر احمد بن حسين بزّاز هرآن چيز كه از او شنيد در كتابى فراهم كرد و آن را خلعيّات ناميد و از قصائد مشهور او قصيدهء رائيّهء اوست در ستايش امير مؤمنان بدين مطلع :
سارت بانواع علمك السير * و حدثت عن جلالك السور
خلف : با فتح اوّل و دوّم آن‌كس كه پس از ديگرى آيد و به اين اعتبار فرزند را خلف گويند و پدر را سلف و باز با همين نظر گذشتگان را اسلاف گويند و حاضران را اخلاف و خلف از نامهاى متعارف عرب است و جمعى از صحابه و محدّثان و شاعران و دانشمندان بدان نام باشند . « 1 »

خلقانى :

با ضمّ و سكون منسوب است به خلقان بر وزن عثمان جمع خلق بر وزن قمر به معنى جامه‌هاى كهنه و خلقانى كسى را گويند كه جامه‌هاى كهنه بفروشد و آن لقب عبد الكريم بن هلال جعفى است از محدّثان اماميّه .

خلّكان :

اين لفظ را به سه هيئت ضبط كرده‌اند : 1 - با فتح اوّل و تشديد لام مكسور و اين ضبط از دو ضبط ديگر مشهورتر است و براساس اين ضبط گويند كه نياى صاحب ترجمت كه سپس آيد به پدران خود باليد ، كسى از حاضران گفت : « خل كان ابى كذا ؛ يعنى اين سخن را كه پدرانم كيان بودند رها كن » و خلّكان بر او ماند . 2 - با ضمّ اوّل و تشديد لام مفتوح . 3 - با كسر اوّل و لام . نگارنده گويد : « اين اختلاف نشان دهد كه
هامش
( 1 ) - ابو القاسم خلف بن العبّاس الزهراوى قرطبى ، متولّد 400 قمرى به دنيا آمد بعدها طبّ آموخت و طبيب فاضلى شد و از علم ادويه مفرده و مركّبه اطّلاع كافى يافت و او را تصانيفى است در طبّ و مشهورترين آنها كتاب التصريف لمن عجز عن التأليف كه در سال 1888 ميلادى در آكسفرد با ترجمهء لاتينى به چاپ رسيد ( لغتنامه / دهخدا : 22 / 692 ) . و نيز خلف بن عبد الصمد پيشواى فرقهء حنفيّه يكى از فرق پنج‌گانهء زيديّه ( همان كتاب : 693 ) . و نيز خلف بن عبد الملك بن مسعود بن بشكوال الخزرجى انصارى مكنّى به ابو القاسم در شمار محدّثان و مورّخان اندلسى بود . از اوست : كتاب صله ذيل تاريخ علماى اندلس و كتاب المستعين باللّه عند الحاجات و المهمّات و المتضرّعين الى اللّه بالرغبات و متوفّى 578 ( همان كتاب ) .