كه هر دو در شمار محدّثان اماميّه و هر دو غالىمذهب بودهاند و امامان را بيش از حدّ خود بالا بردهاند .
خواجو :
بر وزن بازو و در خواجه معنى آن بيايد .
و بايد دانست كه واو خواجو جاى هاى خواجه نشسته است و در اين واو سخنى است كه جاى نگارش آن اينجا نيست و خواجو تخلّص كمال الدّين ابو العطاء محمود بن علىّ بن محمود كرمانى است از مشاهير شعراى غزلسراى ايران و ديوانش شامل قصايد و غزليّات و مقطّعات است و پنج مثنوى نيز پرداخت :
1 - روضة الأنوار به سبك مخزن الأسرار نظامى .
2 - گل و نوروز بر وزن خسرو و شيرين نظامى .
3 - كمالنامه ، هموزن هفتپيكر نظامى .
4 - گوهرنامه در اخلاق و تصوّف .
5 - هماى و همايون كه داستانى عاشقانه است به بحر تقارب .
خواجو در بهار جوانى به شاعرى شهره گرديد و سفرهايى به شام و فلسطين و حجاز و عراق كرد و خاطرش به تصوّف گراييد و به علاء الدولهء سمنانى ارادت ورزيد و در شيراز سال 753 درگذشت و از اوست در وصف كاملان :
آن محرمان مخزن اسرار كردگار * آن مالكان تختگه ملك افتقار
پيران نوجوان و جوانان پيرطبع * ديوانگان عاقل و مستان هوشيار
پابسته همچو كوه و جهانگرد چون فلك * بخشنده همچو نخل و تهيدست چون چنار
هم ناظران روضه و هم روضه را نظير * هم زايران كعبه و هم كعبه را مزار
از ورطه مضايق تقليدشان عبور * در سايهء سرادق تحقيقشان قرار
خواجه : به معنى سرور است خواه مهترخانه و شهر و كشور باشد و خواه سرور مردم ، خواه مصدر كار باشد مانند وزرا و حكّام و خواه مصدر كار نباشد و از مشاهير خواجگان خواجه نظام الملك طوسى است و در رادكانى بيايد . نيز خواجه نصير الدّين محمّد بن محمّد بن حسن طوسى است و در طوسى بيايد . نيز خواجه عبد اللّه انصارى است و در انصارى گذشت . نيز خواجه شمس الدّين شيرازى است و در حافظ گذشت . نيز خواجه رشيد الدّين محمّد فضل اللّه بن ابى الخير عماد الدولة بن موفّق الدوله على همدانى وزير الجايتو محمّد خدابنده و صاحب تأليفات سودمند مانند : كتاب جامع التواريخ در تاريخ عالم از آغاز خلقت تا سال 703 و كتاب جامع التصانيف و كتاب لطائف الحقائق در اخلاق و معارف و حكم و كتاب مفتاح التفاسير و كتاب بيان الحقائق و مكاتبات رشيدى و غير اينها .
خواجه رشيد الدّين در آغاز پيشهء طبابت داشت و سپس طبيب مخصوص اباقا خان گشت و آنگاه وزير و در دوران وزارت كارهاى بزرگى كرد و اموال بسيارى صرف ساختمان مدرسه و مسجد و بيمارستان و انتساخ كتب و كتابخانه كرد تا در زمان پادشاهى ابو سعيد بهادر به اتّهام مسموم كردن سلطان الجايتو وى را در تبريز سال 718 كشتند . نيز خواجه شمس الدّين جوينى و خواجه عطا ملك جوينى كه در جوينى گذشتند . نيز خواجه سعد الدّين محمّد آوجى ( آوج نيز معرّب ديگر آوه است و آن ديهى است در ششفرسنگى قم ) وزير دانشمند و دانشدوست كه چندى وزير غازان خان و الجايتو بود و علّامهء حلّى رسالهء سعديّه را به نام او نوشت و نظام الدّين نيشابورى شرح