تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
يا امة كفرت و فى افواهها * القرآن فيه ضلالها و رشادها اعلى المنابر تعلنون بسبه * و بسيفه نصبت لكم اعوادها تلك الخلائق بينكم بدرية * قتل الحسين و ما خبت احفادها
و در فرط هوشمندى ابن سنان حكايت كند كه محمود بن صالح حكمران حلب بر آن سر شد كه وى را دستگير كند ، ابن سنان خود را به قلعهء اعزاز رسانيد و متحصن شد . محمود به ابو نصر محمّد بن نحّاس وزير خود ( كه با ابن سنان به شدّت دوست بود ) گفت : نامه‌اى دوستانه به او بنويس و او را به حلب بخوان . ابو نصر نامه را چنان كه محمود گفته بود نوشت و در پايان نامه نوشت انّ شاء اللّه و نون را مشدّد كرد . خفاجى وقتى نامه را خواند و به نون مشدّد رسيد دانست كه اشارتى است به كشتن او مأخوذ از قرآن :
. . . إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ . . .
« 1 » در جواب اظهار اطاعت كرد ، امّا در پايان نوشت انا الخادم المعترف بانعام و همزه را مكسور و نون را مشدّد كرد . ابو نصر وقتى نامه را گشود دانست كه قضيّه را دريافته است و اشاره است به آيهء قرآن :
. . . إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها . . .
« 2 » مادام كه در شهرند ما به شهر اندر نشويم و شاد شد امّا محمود بر ابو نصر سخت گرفت و ابو نصر بن سنان را با خشكنانجه ( خشكنانك ) زهرآلود سال 466 كشت . و نيز از آن تيره است شهاب الدّين احمد بن محمّد بن عمر مصرى خفاجى در شمار اديبان و فاضلان و صاحب كتاب ريحانة الالباء فى طبقات الادباء و كتاب شفاء العليل و شرح درّة الغواص و شرح شفاى قاضى عياض به نام نسيم الرياض و متوفّى 1069 .

خفّاف :

با فتح و تشديد به معنى كفشگر و كفش‌فروش لقب ابو بكر يحيى بن عبد اللّه جذامى مالقى است معروف به خفّاف در طبقهء نحويان و شاگرد شلوبين و شارح كتاب سيبويه و شارح ايضاح ابو على فارسى و شارح لمع ابن جنّى و در سال 657 در قاهره درگذشت . « 3 »

خفرى :

با فتح و سكون منسوب است به خفر و آن نام بلوكى است در قسمت جنوبى شيراز و شمس الدّين محمّد بن احمد خفرى در شمار اعلام حكيمان و منجّمان و شاگرد امير محمّد صدر الدّين دشتكى و صاحب كتاب منتهى الادراك فى مدرك الافلاك در هيئت و كتاب التكملة فى شرح التذكره مشهور به تذكرهء خفرى و رساله‌اى در اثبات واجب و رساله‌اى در علم رمل و رساله‌اى در حل ما لا ينحل و حاشيه بر شرح حكمة العين به نام سواد العين و حاشيه بر اوائل شرح تجريد و غير اين‌ها . خفرى ازآن‌پس كه در شيراز كسب دانش كرد به كاشان رفت و در آن شهر زيست و هم در آن شهر سال 942 درگذشت .

خلّاد :

با فتح و تشديد آن‌كس كه پيوسته بپايد و آن نام جمعى از صحابه و محدّثان است و
هامش
( 1 ) - قصص : 20 . ( 2 ) - مائده : 24 . ( 3 ) - و نيز خفّاف بن ندبه در شمار شاعران و دليران و فارسان عرب بود . در منتهى الارب او را صحابى نوشته . و صاحب تاريخ گزيده گويد : « خفّاف بن ندبه به مادر منسوب است ، پدرش عمير بن حارث شاعر است و تا زمان عمر بن خطّاب در حيات بود » . ( لغتنامه / دهخدا : 22 / 653 ) .