ابن خلّاد كنيت مشهور ابو محمّد حسن بن عبد الرحمن بن خلّاد رامهرمزى است در طبقهء اديبان و اخباريان و در تصنيف راه جاحظ را رفت و از اوست :
كتاب ربيع المتيم فى اخبار العشاق و كتاب العلل فى مختار الاخبار و كتاب امثال النبى و كتاب الرجحان بين الحسن و الحسين عليهما السّلام و كتاب النوادر و الشوارد و كتاب ادب الناطق و كتاب الرثاء و التعازى و كتاب الشيب و الشباب و كتاب ادب الموائد و كتاب المناهل و الاعطان و الحنين الى الاوطان و غير اينها و در حدود 360 درگذشت . « 1 »
خلّال :
با فتح و تشديد سركهفروش را گويند و آن لقب ابو محمّد عبد اللّه بن نجم بن شاس است از فقيهان مالكى و صاحب كتاب الجواهر الثمينة فى مذهب عالم المدينة و متوفّى 616 . و نيز لقب ابو الغنائم محمّد بن احمد بن عمر خلّال است در طبقهء نحويان و لغويان و شاگرد سيرافى و ابو على فارسى و ابو الحسن رمانى . و نيز لقب ابو سلمهء خلال حفص بن سليمان همدانى است وزير ابو العبّاس سفّاح و اوّل كسى است كه وصف وزير گرفت و پيش از او كسى را وزير نگفتند و ميان سفاح و ابو سلمهء خلّال ، الفتى بود و شبها با يكديگر گذراندند چه از يك طرف ابو سلمه ثروتمند بود و ثروت خود را در راه پيشرفت دعوت عبّاسيّين گذاشت و از طرف ديگر اديب و شيرينسخن و نيكومحضر بود . امّا دولت بر او نپاييد و به دستور ابو مسلم خراسانى شبانه شمشيركشان بر او تاختند و او را كشتند و
بامدادان گفتند كه خوارج او را كشتند و اين قضيّه در سال 132 اتّفاق افتاد و مدّت وزارت ابو سلمه چهار ماه بود و بايد دانست كه ابو سلمه سركهفروش نبود بلكه در كوى سركهفروشان زيست و به خلّال شهره گرديد .
خلّ :
با فتح و تشديد در چندين معنى به كار رفته است : سركه ، لاغراندام ، كهنهجامه ، دريدگى جامه ، لاغر و فربه و در اين صورت از اضداد است و ابن الخل كنيت ابو الحسن محمّد بن مبارك بغدادى است در طبقهء فقيهان شافعى و صاحب كتاب توجيه التنبيه و متوفّى 552 . ابن الخل خطّش زيبا و دلچسب بود و مردم خواهان آن بودند و به بهانهء استفتا ( پرسيدن حكم ) بىآنكه به دانستن حكم نيازى داشته باشند از او استفتا كردند و كار را بر او سخت و وقت را از او گرفتند ناچار قلم را شكست و جواب پرسشها را با خامهء شكسته نوشت و با اين حيلت از رنج فتوا نوشتن رست .
خلدون :
با فتح و سكون بر وزن كمخون نام نياى ابو زيد عبد الرحمن بن محمّد بن خلدون اشبيلى است معروف به ابن خلدون از اعلام مورّخان و اديبان و در علم اجتماع بارع بود و از مقدّمهاى كه بر كتاب تاريخ معروف خود العبر نوشته اندازهء احاطت او به علوم دانسته گردد .
ابن خلدون در سال 732 از مادر زاد و پس از فراگرفتن علوم ادبيّه و منطق و فلسفه رهسپار دربار امرا و شاهان گرديد و شيفته زندگانى سياسى شد و در پيشرفت كار خود يك سياست را دنبال كرد كه از هر مغلوب و يا ناتوانى زود بايد بريد و به فيروزمند و توانا پيوست ، ازاينروى به اميرى پس از امير ديگر پيوست تا آنگاه كه از كار ناتوان
هامش
( 1 ) - و نيز خلّاد بن خالد صيرفى از بزرگان قرّاء بود .
گويند : « او امام در قرائت و ثقه و عارف و محقّق بود ، متوفّى 220 در كوفه » . ( الأعلام / زركلى : 2 / 309 ) .