محمّد بن علىّ بن مقله است كه خود نيز خط نسخ را ابتكار كرد و در مقله بيايد .
نيز حسن بن حسين بن علىّ فارسى كاتب ديوان عضد الدوله مبتكر خطّ تعليق امّا اين خط از حدود مراسلات تجاوز نكرد و به خطّ ترسّل معروف گشت زيرا بسيار پيچيده بود و كار را بر نويسنده دشوار ساخت . نيز خواجه مير على تبريزى كه خط نستعليق را ابتكار كرد و آن را مانند خطّ نسخ در تحت قاعده بيرون آورد و مير على حسينى هروى ( خطّاط شهير و متوفّى 940 ) آن را تكميل كرد .
نيز مرتضى قلى خان شاملو حاكم هرات خطّ شكسته را ابداع كرد و در هر رشته خطّاطان نامورى ظهور كردند .
خطامى :
با ضمّ و تخفيف منسوب است به خطّامه كه پدر تيرهاى است از قبيلهء طى و مازن طائى خطامى كه در سلك صحابهء منظوم است به دو منسوب است .
خطفى :
با فتح اوّل و دوّم و كسر سوّم لقب حذيفة بن زيد بن مسلمه است نياى جرير بن عطيّه شاعر شهير عرب و او را خطفى ازاينروى گفتند كه در شعرش خطف را به كار برده بود و شعرش اين است :
يرفعن بالليل إذا ما اسدفا * اعناق جنات دهاقا رجفا
و عتقا يأتى الرسيم خطفا
و بسيارى از شاعران عرب از الفاظى كه در اشعار خود به كار گرفتند القابمند شدند مانند :
مرقش و متلمس و مزدر و غير اينان و خطف به معنى جستن است و برق خاطف به معنى برق جهان .
خطّى :
با فتح و تشديد منسوب است به خطّ و آن نام بخشى است در بحرين كه قطيف و قطر و عقير در آن بخش افتادهاند و نيزههاى خطّى منسوب به اين بخش است و ابو البحر جعفر بن محمّد بن حسن ابن علىّ بن ناصر بن عبد الامام خطّى بحرانى در شمار اديبان و شاعران و فاضلان بدان منسوب است .
خطيب :
بر وزن امير به معنى خطبهخوان آنكس كه مردم را اندرز دهد و راه درست را بنمايد . و فنّ خطابه از دير زمان ميان اقوام كارفرما بوده و خطيبان نامورى ميان همهء طوايف ظهور كردهاند و در دين اسلام ازآنروى كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله خود به خطبه خواندن پرداخت و در بعضى موارد آن را فريضه كرد مانند خطبه خواندن در نماز جمعه و عيدين فنّ خطابه پيشرفت شايانى كرد و خطيبان توانايى ظهور كردند و هرگاه كتبى كه در خطب دانشمندان پرداختهاند يك جا فراهم آيد دانسته گردد كه خطابه چه اندازه در اسلام بيش از ساير ملل پيش رفته است و از آن ميان جمعى با لقب خطيب شهرهاند مانند : ابو بكر احمد بن علىّ ابن ثابت بن احمد بغدادى شافعى معروف به خطيب بغداد كه در روزهاى جمعه و اعياد در جامع بغداد خطبه خواند . وى از اعيان حفّاظ حديث است و صاحب كتاب تاريخ بغداد كه در چهارده مجلّد به چاپ رسيده است و كتاب الكفاية فى قوانين الرواية و كتاب الجامع الآداب الشيخ و السامع و غير اينها و متوفّى 464 . خطيب بغداد آهنگش خوش و بانگش رسا و خطّش زيبا بود و در فتنهء ارسلان تركى كه بر خليفهء عبّاسى خروج كرد از بغداد بيرون رفت و در دمشق زيست و باز به بغداد