خشّاب :
با فتح و تشديد به معنى چوبفروش نام نياى ابو محمّد عبد اللّه بن احمد بن احمد بن احمد ابن عبد اللّه بن نصر بن خشّاب بغدادى است مشهور به ابن خشّاب در طبقهء اديبان و نحويان و مفسّران و محدّثان و حاسبان و فيلسوفان جز اينكه فنّ ادبش بر ديگر فنونش چربيد و در شمار اعاظم اديبان و معرّبان گرديد . و از اوست : شرح جمل و شرح لمع و ردّ بر ابن بابشاذ در شرح جمل و ردّ بر خطيب تبريزى در تهذيب اصلاح المنطق و ردّ بر حريرى در مقامات و غير اينها و متوفّى 567 .
گويند : « ابن خشّاب باآنهمه مايهء دانش تنگنظر بود و جامهاش شوخگين و به زندگانى پست دلبند و با عامّه در كوى و برزن نشست و شطرنجبازى كرد و در حلقهء بازيگران و شعبده بازان به پا ستاد و بازيگرى بوزينگان و خرسان را نگريست و بسيار مزاحگر بود و عمامهاى كه بر سر بست از سر نيفكند تا پارهپاره گرديد و از شدّت كثافت و پليدى رنگ آن سياه نمود و زرق پرندگان بر آن افتاد و آن را نزدود و در تمامت عمر زن نگرفت و به هنگام خريدن كتاب فروشنده را غافلگير كرد و ورقى از كتاب كند و به بهانهء ناتمام بودن كتاب آن را به بهاى كم خريد و كتاب عاريت را به عذر اينكه در ميان كتابهاست و نتوانم آن را جست رد نكرد و كتب بسيارى فراهم كرد و بر دانشجويان وقف كرد . نيز خشّاب لقب حجّاج بن رفاعه كوفى است در شمار محدّثان اماميّه . « 1 »
خشّاف : با فتح و تشديد به معنى راهنماى قوم . نيز كسى كه به شب رود ، نام خشّاف كوفى است صاحب كتابى در لغت و متوفّى 175 .
خشخاش :
با فتح و سكون به معنى ثمر كوكنار .
نيز گروه مردم با سلاح . نام خشخاش بن حارث صحابى است و ابو الخشخاش كنيت شاعرى است .
خشرم :
بر وزن جعفر بهمعنى گروه مگس انگبين .
نيز سردار مگس انگبين نام خشرم بن حرث بن منذر صحابى است .
خشكنانجه :
با ضمّ و سكون معرّب خشكنانك است و آن لقب ابو الحسن علىّ بن وصيف بغدادى است در شمار كاتبان و بليغان و دوست ابن نديم و صاحب كتاب النثر الموصول بالنظم و كتاب صناعة البلاغة و كتاب الفوائد و ديوان شعر و در موصل درگذشت . و بعضى به جاى خشكنانجه ، خشكناكه ضبط كردهاند مانند خود ابن نديم و اين اثر آشفتگى و بىنظمى تعريب است .
خشنى :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است ( بر خلاف قياس ) به خشين بن نمر پدر تيرهاى از عرب و محمّد بن حارث خشنى اندلسى در طبقهء فقيهان و محدّثان و مورّخان و صاحب كتاب اخبار القضاة بالاندلس و كتاب اخبار الفقهاء و المحدّثين
هامش
( 1 ) - و نيز ابو محمّد خشّاب نحوى يكى از بزرگان علم نحو در زبان عرب است . وى در نحو آرا و نظرات خاصّى دارد كه قابل توجّه نحويان است . و نيز اسماعيل بن سعد بن اسماعيل وهبى حسينى شافعى مكنّى به ابو الحسن -
و معروف به خشّاب از مردم مصر بود . پدرش به درودگرى اشتغال داشت . خشّاب ابتدا به حفظ قرآن پرداخت و بعد در فقه شافعى و معقول مطالعه كرد و در اين دو سرآمد گرديد و شعر نيكو مىسرود . ديوان اشعارش را شيخ حسن عطّار جمعآورى كرد و به نام ديوان خشّاب معروف است ( لغتنامه / دهخدا : 22 / 555 ) .