خروف :
بر وزن كبود به معنى برّهاى كه گياه خوردن تواند . نيز كرّهاسب ششماهه يا هفتماهه و آن نام نياى نظام الدّين ابو الحسن علىّ بن محمّد ابن يوسف بن خروف اندلسى است معروف به ابن خروف در طبقهء اعلام نحويان و شارح كتاب سيبويه و شارح كتاب جمل و صاحب كتابى در فرائض و متوفّى 610 . ابن خروف شهرى را براى زيستن و خانهاى را براى آرميدن اختيار نكرد بلكه در كاروانسراها زيستن گرفت و همسرى براى خود نگزيد و آميزش بدى با مردم داشت و در پايان عمر ديوانه شد و با عورت باز در بازارها رفت و در اشبيليّه درگذشت .
خريم :
بر وزن زبير به معنى سوراخ بينيك نام خريم بن فاتك اسدى صحابى است . « 1 »
خريمى :
با ضبط پيش منسوب است به خريم ابن عمرو كه او را خريم الناعم گفتند و خريمى ، عجمى و از مردم سغد بود و پيوندى با خريم نداشت جز اينكه غلام او بود و به خريمى شهره گرديد و خريمى ابو يعقوب اسحاق بن حسان سغدى است در طبقهء شاعران و خود گفته است :
إنى امرؤ من سراة السغد البسنى * عرق الاعاجم جلدا طيب الخبر
خريمى به محمّد بن منصور بن زياد كاتب برامكه پيوست و قصايدى در مديحت وى نظم كرد و پس از مرگش قصيدتى در مرثيت او به رشته كشيد امّا به پايهء مديحتهايى كه گفته بود نرسيد گفتند : اين فاصله از چيست ؟ گفت : « مديحت را به اميد گفتم و مرثيت
را به وفا و هرگز وفادارى به اميدوارى نرسد » . و هم در پايان عمر كور گرديد و در آن باره گفت :
فان تك عينى خبا نورها * فكم قبلها نور عين خبا
فلم يعم قلبى و لكنما * ارى نور عينى إليه سرى
فاسرج فيه إلى نوره * سراجا من العلم يشفى العمى
و اين مضمون را از شعر عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب گرفته جايى كه در نابينايى خود گفته است :
ان يأخذ اللّه من عينى نورهما * ففى لسانى و قلبى منهما نور
قلبى ذكى و عقلى غير ذىدخل * و فى فمى صارم كالسيف مأثور
و اشعار خريمى همه روان و داراى لطف و گوارش است .
خرّيت :
با كسر و تشديد راى بىنقطه بر وزن سكّين به معنى راهنماى زيرك نام خرّيت بن راشد ناجى صحابى است .
خزّاز :
با فتح و تشديد خزدوز و خزفروش را گويند و آن لقب جمعى است ، از جمله : ابو القاسم علىّ بن محمّد بن على خزّاز قمّى در شمار ثقات محدّثان و صاحب كتاب كفاية الاثر فى النصوص على الائمّة الاثنى عشر . و از جمله : ابو جعفر احمد بن حارث بن مبارك خزّاز در طبقهء اديبان و مورّخان و صاحب كتاب المسالك و الممالك و كتاب اسماء الخلفاء و كتابهم و الصحابة و كتاب مغازى البحر فى دولة بنى هاشم و ذكر ابى حفص صاحب اقريطش ( جزيرهء كرت از جزائر درياى مديترانه ) و كتاب
هامش
( 1 ) - و نيز خريم بن اوس بن حارثة بن لام طائى از صحابه بود ( الإصابة فى تمييز الصحابة : 1 / 424 ) .