تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
سرزمين بوديم و خراج آن به ما رسيد و مردمش فرمان ما را گردن گرفتند امّا آن دولت نپاييد و اكنون چنينم كه مرا بينى و دنيا چنان است كه وصف كردم » . آنگاه خواند :
فبينا نسوس الناس و الامر امرنا * إذا نحن فيهم سوقة نتنصف فاف لدنيا لا يدوم سرورها * تقلب تارات بنا و تصرف
سعد گفت : عدىّ بن زيد نميراد گويا اين منظره را نگريست كه گفت :
ان للدهر صولة فاحذرنها * لا تبيتن قد امنت الشرورا قد يبيت الفتى معافى فيزرى * و لقد كان آمنا مسرورا
آنگاه خرقه را به جايزتى نواخت . خرقه گفت : « دعايى كه ملوك يكديگر را كنند تو را كنم ، مبادا حاجتت به ناكس افتد و مبادا كريم جز بر تو اظهار حاجت كند » . و زنان حيره وقتى از خرقه پرسيدند امير با تو چه كرد ؟ گفت : كريم كريم را نوازد :
حاط لى ذمتى و اكرم وجهى * انما يكرم الكريم كريما
خرقى : با فتح اوّل و دوّم منسوب است به خرق و آن قريه‌اى است از قراى مرو و شمس الدّين ابو بكر احمد بن ابى بشر خرقى مروزى در شمار رياضىدانان و صاحب كتاب التبصرة در هيئت و متوفّى 533 بدان منسوب است . و خرقى با كسر اوّل و فتح دوّم جمع خرقه كسى است كه پاره‌هاى جامه فروشد و ابن خلّكان در ذيل ترجمت ابو القاسم عمر بن ابى علىّ حسين بن عبد اللّه بن احمد خرقى از اعيان فقيهان حنبلى و متوفّى 334 خرقى را در مورد صاحب ترجمت لقب دانسته است ازآن‌روى كه پيشهء پاره‌جامه‌فروشى داشته امّا نگارنده را چنين به نظر رسد كه ابن خلّكان راه پندار را رفته است و درست همان نسبت اوّل است .

خركنى :

با فتح اوّل و سكون دوّم و فتح سوّم منسوب است به خركن و آن از قراى نيشابور است و ابو عبد اللّه محمّد بن حمويه خركنى نيشابورى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

خرگوشى :

با فتح اوّل و سكون دوّم منسوب است به خرگوش و آن نام محلّتى بوده است در نيشابور و ابو سعد عبد الملك بن محمّد نيشابورى خرگوشى در طبقهء حفّاظ حديث و صاحب كتاب دلائل النبوّة و كتاب الزهد و كتاب شرف المصطفى و متوفّى 406 بدان منسوب است . خرگوشى در شمار حفّاظى است كه براى فراگرفتن حديث رحلت‌ها كرد و به عراق و حجاز و ديار مصر رفت و مشايخ بسيارى بديد و هم در راه زهدپيشگى افتاد و وعظش نيز نيكو بود و مردم را فايدت رسانيد و چندى نيز مجاورت كعبه را برگزيد و در پايان به نيشابور برگشت و در آنجا بزيست و هم در آنجا درگذشت .

خرنق :

با كسر اوّل و سكون دوّم و فتح نون به معنى بچه‌خرگوش . نيز خرگوش جوان ، نام زنى است شاعر در عرب و لقب سعيد بن ثابت انصارى است . و خرنقا با زيادتى الف در آخر آن وصف عمر بن حسين است موصوف به غلام بن خرنقا در شمار مشاهير خطّاطان و در خط پيرو طريقت علىّ بن هلال معروف به ابن بوّاب بود و در سال 552 درگذشت .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 237 | سيد على اكبر برقعى قمى