تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠

خبوشانى :

با فتح اوّل و ضمّ دوّم منسوب است به خبوشان از قراى نيشابور و ابو البركات نجم الدّين محمّد بن موفّق بن سعيد خبوشانى در طبقهء فقيهان شافعى و صاحب كتاب المحيط در شرح وسيط در شانزده مجلّد و متوفّى 587 بدان منسوب است . صلاح الدّين ايّوبى وقتى بر مصر استيلا يافت ابو البركات را احترام كرد و مدرسه‌اى كه مجاور قبر شافعى بود عمارت كرد و تدريس آن را به ابو البركات گذاشت .

خبيب :

بر وزن زبير به معنى فريب‌كار كه از اعلام است و خبيبين به صيغهء تثنيه عبد اللّه بن زبير و برادرش مصعب است در شعر حميد بن مالك ارقط :
قدنى من نصر الخبيبين قدى * ليس الامام بالشحيح الملحد
و ابو خبيب كنيت عبد اللّه بن زبير است و خبيب فرزند او . « 1 »

خبيصى :

با فتح اوّل منسوب است به خبيص و آن بلوكيست در شرق كرمان و ابو بكر خبيصى شارح حاجبيّهء مشهور به نام الموشح بدان منسوب است . « 2 »

ختلانى :

با فتح و سكون منسوب است به ختلان و آن قصبه‌اى است در تركستان نزديك شهر سمرقند و برهان الدّين عبد اللّه ختلانى از مشاهير عرفا و صاحب كتاب كشف الحجاب و شارح كتاب لمعات شيخ فخر الدّين عراقى و متوفّى 893 بدان منسوب است و از اوست :
گفتم بشمارم خم زلفينك جادوش * يك پيچ بپيچيد و غلط كرد شمارم
ختلى : با فتح و سكون منسوب است ( بر خلاف قياس ) به ختلان و نصر بن محمّد ختلى در شمار فقيهان حنفى و شارح كتاب قدورى و جمعى ديگر از دانشمندان بدان منسوبند . و با ضمّ اوّل و تشديد تاى مفتوح منسوب است به ختّل و آن شهرى است در ماوراءالنهر و جمعى از محدّثان بدان منسوبند .

ختن :

بر وزن حسن به معنى داماد . نيز هركس از طرف زن قرابت داشته باشد و آن لقب ابو عبد اللّه محمّد بن حسن فقيه شافعى است شارح تلخيص و او را ازاين‌روى كه داماد ابو بكر اسماعيلى فقيه بود ختن گفتند و ختن در سال 386 درگذشت . « 3 »

ختنى :

با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است به ختن و آن شهرى است در تركستان و ابو داود سليمان بن داود بن سليمان معروف به حجّاج ختنى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
هامش
( 1 ) - و از آن جمله است : خبيب بن عنبة بن عمرو ابن خديج بن عابر بن جشم بن الحارث بن الخزرج ابن الاوس انصارى الاوسى از صحابيان بود و در واقعهء بدر حضور داشت . واقدى گويد : « اسلام آوردن او مدّتها به تأخير افتاد تا آنكه پيغمبر به جنگ بدر از مدينه خارج شد و در ضمن راه او با پيغمبر برخورد و اسلام آورد » . ( لغتنامه / دهخدا : 21 / 267 ) . ( 2 ) - و نيز فخر الدّين عبد اللّه بن فضل اللّه الخبيصى متوفّى 1050 . و از اوست كتاب التذهيب فى شرح التهذيب در علم منطق ( لغتنامه / دهخدا : 21 / 271 ) . ( 3 ) - و نيز ابو حمزة بن سعد بن عبيدة الختن از ثقات محدّثين است . ابن ابى حاتم گفت : « از پدرم شنيدم كه مىگفت : سعد بن عبيده حديث او را مىنوشت . او قبلا آراى خوارج را روايت مىكرد ولى بعدا آن را ترك كرد » . ( الأنساب / سمعانى : 2 / 324 ) .