تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
و در سال 595 درگذشت و در سرخاب تبريز جايى كه به مقبرة الشعراء معروف است دفن گرديد و نظامى در مرثيت وى گفت :
همىگفتم كه خاقانى دريغاگوى من باشد * دريغا من شدم آخر دريغاگوى خاقانى
خال : بر وزن فال به معنى شامّه . نيز برادر مادر و آن لقب عبد الحىّ بن علىّ بن محمّد بن محمود دمشقى است در شمار اديبان و شاعران و مشهور به ابن طويل و صاحب كتاب مرور الصبا و الشمول مرتب بر ده باب و هر باب شامل نوادر و حكايات و اشعار و شيخ عبد الغنى نابلسى ، تقريظى بر آن كتاب به شعر گفته است بدين مطلع :
انقطة العلم نقطة الخال * فى الخد مما يشينه الخال
و خال در فنّ مواليا و موشّح زبردست بود و در سال 1117 درگذشت .

خالدى :

با كسر لام منسوب است به قريهء خالديّه از قراى موصل و ابو عثمان سعد بن هاشم بن سعيد بن وعلة بن عرام بن عبد اللّه خالدى و برادرش به ابو بكر محمّد بن هاشم خالدى هر دو در طبقهء اديبان و شاعران بزرگ‌مايه و هر دو صاحب كتاب اخبار الموصل و كتاب اخبار ابى تمّام و محاسن شعره و كتاب اختيار شعر ابن الرومى و كتاب اختيار شعر البحترى و كتاب اختيار شعر مسلم بن الوليد و اخباره و كتاب الاشباه و النظائر و كتاب الهدايا و التحف و ابو عثمان متوفّى 371 و ابو بكر متوفّى 380 و اين دو برادر را خالديان نيز گفتند و چنان‌كه از يك پشت و يك زهدان بيرون شدند در يك مهد بزرگ شدند در يك‌راه ، رفتن گرفتند و يك مقصد را دنبال كردند و حتّى با هم كسان را ستودند و با هم جايزت ستدند و با شركت يكديگر كتابها پرداختند چنان‌كه گذشت . و ثعالبى در وصف قدرتشان بر نظم شعر گفته است : « ان هذان لساحران ؛ در سخن‌گسترى ، دو جادوگرند » . و ازآن‌پس كه به فضل و ادب شهره شدند به دربار سيف الدولة بن حمدان پيوستند و در سلك شعراى آن آستان منظوم گشتند و نيز خزانه‌دار كتب وى شدند وقتى خالديان ابو الحسن شريف حسينى را به قصيدتى ستودند و در جايزت ايشان تأخيرى رفت اين قطعه را به دو فرستادند :
قل للشريف المستجار * به إذا اعدم المطر و ابن الائمّة من * قريش و الميامين الغرر اقسمت بالريحان و * النعم المضاعف و الوعر لئن الشريف مضى * و لم ينعم لعبديه النظر لنشاركن بنى امية * فى الضلال المشتهر و نقول لم يغضب ابو * بكر و لم يظلم عمر و نرى معاوية اما * ما من يخالفه كفر و نقول ان يزيد * ما قتل الحسين و ما امر و نعد طلحة و الز * بير من الميامين الغرر و يكون فى عنق الشر * يف دخول عبديه سقر
شريف را آن قطعه بسيار دلپذير افتاد وصلت ايشان را بداد و ابن منير طرابلسى اسلوب قصيدهء تتريّه را كه بسيار روان و دلپذير افتاده است از قطعهء خالديان اقتباس كرده است . نيز خالدى منسوب است به سكهء خالد كه نام محلّتى بوده است در نيشابور و ابو الحسن محمّد بن احمد خالدى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

خالع :

با كسر لام به معنى خرماى پخته ( رسيده ) . نيز زنى كه از شويش به مالى كه دهد رهد . نيز